Saturday, October 15, 2016

بازگشت شیدا تایید به زندان بابل



بازگشت شیدا تایید به زندان بابل

خبرگزاری هرانا ـ روز جاری شیدا تایید شهروند بهایی با اتمام مرخصی و عدم تمدید مجدد آن توسط مقامات قضایی، به زندان بابل بازگشت.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از بازداشت، عصر امروز بیست و چهارم مهر ماه شهروند بهایی شیدا تایید در پی عدم تمدید مدت مرخصی به زندان بابل بازگشت.
شیدا تایید در تاریخ هجدهم مهر ماه به مرخصی سه روزه آمد و موفق شد برای مدت سه روز این مرخصی را تمدید نماید.
در تاریخ ۱۳۹۱/۱۱/۰۲ روز دوشنبه ماموران امنیتی به منزل شیدا تائید مراجعه کرده و ضمن تفتیش و بازرسی منزل وی در شهرستان نور، او را به همراه بیان بابایی بازداشت نمودند.
این دو نفر پس از بازداشت به اداره اطلاعات ساری منتقل می‌شوند و پس از سه روز بی‌خبری موفق به تماس با خانواده شدند.
شیدا تایید حدود دوسال قبل از تاریخ مذکور نیز به همراه مادر خود فریده تایید بازداشت شده و مدت ۲۵ روز در اداره اطلاعات ساری در بازداشت بسر برده بود.
لازم به ذکر است شیدا تایید متولد ۱۳۶۹ ساکن نور می باشد.
حکم شیدا که در تاریخ ۱۳۹۴/۱/۲۶ صادر شده بود روز پنجشنبه ۱۳۹۵/۰۴/۰۳ توسط ماموران دولتی شهرستان نور به اجرا در آمد و این شهروند بهایی را برای گذراندن یک سال محکومیت به زندان زنان بابل منتقل کردند.

فردا در آیینه؛ نمایشگاه آثار هنری قربانیان اسیدپاشی



فردا در آیینه؛ نمایشگاه آثار هنری قربانیان اسیدپاشی

خبرگزاری هرانا ـ آثار هنری جمعی از قربانیان اسیدپاشی در نمایشگاهی تحت عنوان «فردا در آیینه» ٢۵ مهرماه در نگارستان شهر افتتاح خواهد شد. این نمایشگاه تا ۳۰ مهرماه از ساعت ۹ تا ١٧ در نگارستان شهر واقع در بوستان گفت‌وگو تهران ادامه خواهد داشت.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایسنا، در این نمایشگاه آثار سه نفر از قربانیان اسیدپاشی به نام‌های زیور پروین در رشته کارآفرینی، معصومه عطایی در رشته سفالگری و محسن مرتضوی در رشته معرق برای بازدید عموم و فروش به‌نمایش گذاشته خواهد شد.
‎نمایشگاه «فردا در آیینه» از ٢۵ تا ۳۰ مهرماه از ساعت ۹ تا ١٧ در نگارستان شهر واقع در بوستان گفت‌وگو برپا خواهد شد.
افتتاحیه این نمایشگاه ۲۵ مهرماه از ساعت ۱۶ در نگارستان شهر برگزار خواهد شد.

Thursday, October 13, 2016

کمیته بازداشت خودسرانه سازمان ملل خواهان آزادی فوری نازنین زاغری راتکلیف شد



کمیته بازداشت خودسرانه سازمان ملل خواهان آزادی فوری نازنین زاغری راتکلیف شد

خبرگزاری هرانا ـ کمیته کاری بازداشت‌های خودسرانه سازمان ملل خواهان “آزادی فوری” نازنین زاغری راتکلیف و پرداخت غرامت به او شده است. امروز (پنجشنبه ۲۲ مهر) همچنین ریچارد راتکلیف، همسر خانم زاغری در کنفرانسی خبری به وضعیت او اعتراض کرد.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از بی بی سی، کمیته بازداشت خودسرانه سازمان ملل که بنا به درخواست یک گروه حقوق بشری پرونده خانم زاغری را بررسی کرده گفته است که نازنین زاغری به طور خودسرانه زندانی شده و از حق محاکمه عادلانه محروم بوده است.
همچنین گفته شده که تابعیت دوگانه ایرانی-بریتانیایی خانم زاغری باعث اجحاف در حق او شده است و کمیته سازمان ملل معتقد است “رویه بازداشت خودسرانه شهروندان دوتابعیتی در ایران به طوری فزاینده باب شده است.”
خانم زاغری راتکلیف فروردین سال جاری هنگام بازگشت به بریتانیا در فرودگاه تهران بازداشت و به کرمان منتقل شد. سپاه کرمان در اطلاعیه‌ای او را به مشارکت در “براندازی نرم” و همکاری با “موسسات معاند” متهم کرد.
بنا به گزارش‌ها قاضی صلواتی خانم زاغری را به ۵ سال حبس محکوم کرده است.
همچنین امروز ریچارد راتکلیف در کنفرانسی خبری در لندن گفت هفته گذشته با همسرش تلفنی صحبت کرده است. او گفت خانم زاغری گفته است که مدتی با هما هودفر هم‌سلولی بوده و از این عصبانی است که چگونه دولت کانادا توانسته برای آزادی خانم هودفر مذاکره کند اما دولت بریتانیا با وجود بازگشایی سفارت در تهران نتوانسته برای آزادی او اقدامی بکند.
تولیپ صدیق، نماینده محله خانم زاغری در پارلمان بریتانیا، در این کنفرانس مطبوعاتی گفت که بارها برای آزادی خانم زاغری با مقامات دولت مکاتبه کرده اما این مکاتبات تاکنون نتیجه‌ای نداشته‌اند.

اینجا شش سال است هر روز برای ما عاشورا و هر گوشه‌ای کربلاست/ حصر تا کی ادامه خواهد داشت


چکیده :دختران میرحسین و رهنورد در نامه‌ای، از لحظات سخت و غریبانه‌ای گفته‌اند که در سال‌های حصر پدر و مادرشان، بر آنان گذشت. ایامی که با اقتدا به حسین(ع) و نگاه عاشورایی برایشان قابل تحمل گشته است. ثبت لحظاتی گذرا و کوتاه از تاریخ حصر بیش از دو هزار روزه پیام‌آور نگاه زینبی زهرا رهنورد و استقامت حسینی میرحسین موسوی است از زندان اختر امیدوارانه در راه آزادی‌خواهی، همراه و همدل با مردم....

دختران میرحسین و رهنورد در نامه‌ای، از لحظات سخت و غریبانه‌ای گفته‌اند که در سال‌های حصر پدر و مادرشان، بر آنان گذشت. ایامی که با اقتدا به حسین(ع) و نگاه عاشورایی برایشان قابل تحمل گشته است.
ثبت لحظاتی گذرا و کوتاه از تاریخ حصر بیش از دو هزار روزه پیام‌آور نگاه زینبی زهرا رهنورد و استقامت حسینی میرحسین موسوی است از زندان اختر امیدوارانه در راه آزادی‌خواهی، همراه و همدل با مردم.
نخست وزیر دوران دفاع مقدس و همسرش از بهمن ۸۹ در بی‌سابقه‌ترین حصر خانگی تاریخ به سر می‌برند. حصری که زهرا رهنورد آن را کمتر از ابوغریب نمی‌داند. ملاقات‌های کوتاه هفتگی با اعضای درجه یک خانواده، بدون هیچ تماس تلفنی آن هم در شرایطی که بارها در این ۶ سال چندین ماه بی‌خبری هم در کارنامه رافت اسلامی ثبت شده، سهم دیدار میرحسین و رهنورد با خانواده است. حصری که به تصریح مسئولان نظام به دستور شخص آیت‌الله خامنه‌ای و بدون حتی تظاهر به تشریفات قانونی اجرا شده و ادامه پیدا کرده است.
به گزارش کلمه، متن نامه دختران میرحسین و رهنورد را با هم می‌خوانیم:
حسین (ع) سرمشق جاوانه آزادی خواهی است.
از دلتنگی‌ها گذشته، این ۶ سال رفته را همواره عاشورایی نگاه کردیم. مگر نه اینکه هر زمینی کربلا و هر روزی عاشوراست؟ پس باشد که این دلتنگی‌های ما به خاطر ایستادن بر سر اعتقاد پدر و مادر باشد در سرزمینی که بدون حضور آزادانه آن‌ها پر از تنهایی است. سرزمین بلاست! سانت به سانت این شهر غربتستان است وقتی پدر و مادر را به اسیری برده‌اند به حصری که انتهای آن نامعلوم است. باید عاشورایی نگاه کنیم.
۶ سالی که دیدارهای ما با عزیزان اسیرمان‌ گاه خلاصه می‌شد به دیداری در بیمارستان و‌ گاه با توهین و افترای زندان‌بان، و هر هفته تلخ و تلخ در روزهایی که نظاره‌گر رسانه‌هایی پر از دروغ‌پراکنی و نفرت‌ورزی هستیم به محصورشدگانی که تنها جرمشان ایستادن پای حقوق حقه مردمانشان بود؛ که آن‌ها هرگز به مردم پشت نکردند و تبری نجستند.
ناجوانمردانه تاختند وقتی که تمام تریبون‌ها و رسانه‌ها از آن‌ها دریغ شده است و نامشروع و متجاوزانه در زندانی که شروع و ادامه آن مجرمانه بوده و هست و حبس در خانه‌ای پر از سکوت و غربت و غروب‌های طولانی و درهایی همه قفل شده، و زمانی که در تکرار بی‌انتهایش از دست رفته در زندانی که به گفته زهرا رهنورد کمتر از ابوغریب نیست: تمام راه‌های ارتباطی بسته است به این زندان و بی‌خبری مطلق حاکم است به آنچه که در حصر اختر می‌گذرد.
گاه ناظر بی‌توجهی و بی‌مسئولیتی مسئولان حصر بودیم وقتی که علائم بیماری‌هایشان را که همه منشا و شروعش از حصر بود را نادیده می‌گرفتند.
سکوت و بی‌توجهی و رفع مسئولیت دولتمردان علی‌رغم تعهدات و وظایفشان در مقابل حصر پرستم، وقتی که بار‌ها و بار‌ها آن‌ها را مکتوب و شفاهی متوجه ابعاد آسیب زننده حصر کردیم. و‌ گاه ناظر اینکه ملاقات‌های کوتاه ما را به بهانه سفرهای زیارتی و سیاحتی زندان‌بان، محدود و محدود‌تر می‌کردند…
شادی عید فطر و عید غدیر زندان‌بانان و سینه‌زدنشان در ظهر عاشورا وقتی که زندانیانشان عاشورایی در لحظات تنهایی‌شان برای امام حسین (ع) عزاداری می‌کردند… اجرش کجا می‌رود؟
هر روز و هر روز ناظر فتنه‌گر خواندن وفادار‌ترین یاران انقلاب بودیم و حمله‌های پی در پی یک‌طرفه رسانه‌ها و صاحبین و آمرین رسانه‌ها و یا انتقال نقل قول‌هایی نادرست که هرگز گفته نشده است از جانب محصورین. از دهان عده‌ای زورمند به ظاهر دوست‌داران انقلاب، به بهای نعمت‌های حقیر دنیوی و دو روز بیشتر بر مسندی نشستن…
باید عاشورایی نگاه کنیم، هر روزی روز عاشوراست و هر زمینی کربلا، حتی اگر قسمتی از پاستور باشد در یک خانه صد ساله در آستانه فرو ریختن از کهنگی، پشت دیوارهای بلند و گذران ۶ سال شبانه روز عاشورایی تنها و دور از فرزندان و خانواده و یاران و مردم که ثبت می‌شود در تاریخ این دیار،‌‌ همان‌گونه که تاریخ جفایی را که به حسین(ع) و خانواده‌اش رفت در تمامی لحظات و دلایل آن سفر حق طلبانه و دلایلش هرگز از یاد نبرد.
تمام این مصائب و رنج‌ها را در راه آزادی خواهی تحمل کردند و ما نیز تحمل می‌کنیم و اقتدا می‌کنیم به حسین (ع).
این حسین (ع) است که سرمشق جاودانه آزادی‌خواهی است زیرا «حسین (ع) می‌دانست که ملات سنگ‌های کاخ قدرت، دروغ است و فریاد حقیقت‌خواهی است که به زوال آن می‌انجامد. حسین (ع) می‌دانست که در این راه چه رنج‌های بزرگی در انتظار اوست: مفتیان مزدبگیر، او را به خروج از دین و ایجاد فتنه متهم خواهند کرد، خاندان پیامبر (ص) را در محاصرهٔ تنگنا‌ها و بی‌حرمتی‌های پیاپی قرار خواهند داد، و او را بر سر دوراهی انتخاب میان زندگی ذلت‌بار یا ایستادگی برای حق‌خواهی قرار خواهند داد؛ و او ایستادن را برگزید.»*
کوکب زهرا نرگس موسوی خامنه
*بخشی از یادداشت میرحسین موسوی. محرم ۱۳۸۹

بیانیه ۱۲۰ فعال سیاسی و مدنی، روزنامه‌نگار و استاد دانشگاه: زندانیان سیاسی را آزاد کنید

چکیده :۱۲۰ فعال سیاسی، کنشگر مدنی، روزنامه‌نگار و استاد دانشگاه در بیانیه‌ای به صدور حکم حیرت‌تگیز ۱۶ سال زندان برای نرگس محمدی، حبس ناعادلانه روزنامه‌نگاران اعتصاب کننده غذا در زندان اوین و ادامه حصر خانگی رهبران جنبش سبز اعتراض کردند....

۱۲۰ فعال سیاسی، کنشگر مدنی، روزنامه‌نگار و استاد دانشگاه در بیانیه‌ای به صدور حکم حیرت‌تگیز ۱۶ سال زندان برای نرگس محمدی، حبس ناعادلانه روزنامه‌نگاران اعتصاب کننده غذا در زندان اوین و ادامه حصر خانگی رهبران جنبش سبز اعتراض کردند.
به گزارش کلمه، امضاکنندگان این بیانیه از مقام‌های ارشد قضایی و حکومتی خواسته‌اند که با احترام به اصول مصرح فصل سوم قانون اساسی، تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی را آزاد کنند.
صبح امروز نیز ۱۳۲ روزنامه‌نگار از رسانه‌های داخلی در نامه‌ای سرگشاده خطاب به رئیس قوه قضائیه خواستار توجه به مطالبه قانونی همکارانشان شده و از او خواسته‌ بودند که جلوی اعمال سلیقه در خصوص حق قانونی همکارانشان را بگیرد.
به گزارش کلمه، احسان مازندرانی روزنامه نگار و مدیر مسئول سابق روزنامه فرهیختگان و عیسی سحرخیز روزنامه نگار و مدیرکل مطبوعات داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت اصلاحات برای رسیدن به خواسته‌شان در اعتصاب غذا بسر می‌برند.
همچنین هفته گذشته گزارش شد که شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر استان تهران، مستقر در دادگاه انقلاب اسلامی، در روزهای اولیه مهر ماه ۱۳۹۵ حکم دادگاه بدوی نرگس محمدی که در آن این زندانی به اتهام اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور به پنج سال حبس و در مورد اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به یکسال حبس و در مورد اتهام تشکیل و اداره گروهک غیرقانونی لگام به ده سال حبس محکوم شده بود را عیناً تأیید کرد.
متن این بیانیه و اسامی امضاکنندگان آن که برای انتشار در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:
استبداد دینی حاکم بر کشور و نهادهای امنیتی و قضایی هر روز برگی جدید بر پرونده اسف‌بار خود می‌افزایند.
صدور حکم ناعادلانه و حیرت‌انگیز ۱۶ سال زندان برای خانم نرگس محمدی، کنشگر مدافع حقوق بشر، و ادامه حبس ناعادلانه آقایان احسان مازندرانی و عیسی سحرخیز (که هر دو در اعتراض به رفتار غیرقانونی با خود، دست به اعتصاب غذا زده‌اند) از نمونه‌های مهم اخیرند. و این‎‌ها مستقل از ادامه بازداشت خانگی آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی و خانم رهنورد است که از دو هزار و ۶۰ روز نیز می‌گذرد.
امضاکنندگان این متن بار دیگر از مقام‌های ارشد قضایی و حکومتی در جمهوری اسلامی ایران می‌خواهند به قوانین کشور ـ به‌ویژه اصول مصرح فصل سوم قانون اساسی ـ احترام بگذارند و تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی را آزاد سازند.
اسامی امضاکنندگان
آینده آزاد،
حمید آقایی،
تورج ابوذرخانی،
حمید احمدزاده،
کمال ارس،
علی افشاری،
گودرز اقتداری،
محمدجواد اکبرین،
بابک امیرخسروی،
آسیه امینی،
مهدی امینی‌زاده،
نوشابه امیری،
محمدرضا اولیایی‌فرد،
مریم اهری،
میثم بادامچی،
عبدالعلی بازرگان،
ایرج باقرزاده،
محمد برقعی،
سعید بشیرتاش،
یدالله بلدی،
رضا بهشتی معز،
بهروز بیات،
مهناز پراکند،
بیژن پوربهنام،
احمد پورمندی،
علی پورنقوی،
بیژن پیرزاده،
امیر پیشداد،
علی تقی‌پور،
نیره توحیدی،
مهدی جامی،
جواد جواهری،
فرزاد جواهری،
محمد حیدری،
محسن حرمتی‌پور،
سپیده جدیری،
رضا جعفریان،
حسن جعفری،
احمد جلالی فراهانی،
رضا جوشنی،
رضا چرندابی،
محسن حیدریان،
مهدی خان‌بابا تهرانی،
اسماعیل ختائی،
اصغر خرسند،
مصطفی خسروی،
بهروز خلیق،
حمید زنگنه،
شیریندخت دقیقیان،
اکبر دوستدار،
فرهاد روحی،
اسماعیل زرگریان،
روح‌الله زم،
ماندانا زندیان،
مریم سطوت،
سیامک سلطانی،
مجید سیادت،
علی شاکری،
مسعود شب‌افروز،
منصوره شجاعی،
بهرام عباسی،
مهدی عربشاهی،
فرزانه عظیمی،
کاظم علمداری،
رضا علوی،
رضا علیجانی،
مناف عماری،
بانو صابری،
مرتضی صادقی،
اشکبوس طالبی،
اسفندیار طبری،
سپیده فارسی،
فرشید فاریابی،
مهدی فتاپور،
مسعود فتحی،
فرهاد فرجاد،
حسن فرشتیان،
سیامک قادری،
حسین قاضیان،
علی‌حسین قاضی‌زاده،
سیاوش قائنی،
جعفر قدیم‌خانی،
یدی قربانی،
شلا کلامی کازرونی،
مرتضی کاظمیان،
رضا کاویانی،
محسن کدیور،
محمود کرد،
رضا کریمی،
علی کشتگر،
حسن کلانتری،
علی کلایی،
حمید کوثری،
جلال کیابی،
مزدک لیماکشی،
علی لیمونادی،
عفت ماهباز،
احسان محرابی،
ملیحه محمدی،
یوسف محمدی،
منوچهر مختاری،
حنیف مزروعی،
علی مزروعی،
بیژن معجری،
زهره مظفری،
فهیمه ملتی،
پروین ملک،
امیر ممبینی،
یاسر میردامادی،
فرزانه میرزاوند،
حسن نایب هاشم،
نقی نقاشیان،
فرخ نگهدار،
شهریر نواختر،
داود نواییان،
مهدی نوربخش،
داریوش وثوقی،
طهماسب وزیری،
صدیقه وسمقی،
پروین همتی،
حسن یوسفی اشکوری.

مادر شهید تاجمیر: این‌بار نوبت ناله‌های حاکمان ظالم است



امیرارشد تاجمیر یکی از کسانی است که در عاشورای سال ۸۸ توسط خودروی نیروی انتظامی زیر گرفته شد. فیلم این حادثه خیلی زود در شبکه‌های مجازی منتشر شد. احمدرضا رادان فرمانده وقت نیروی انتظامی تهران در مقابل دوربین تلویزیون جمهوری اسلامی خبر کشته شدن معترضان در روز عاشورا را تأیید کرد و گفت اتومبیل نیروی انتظامی سرقتی بوده و حادثه در دست بررسی است.
به گزارش کلمه، خانم شهین مهین‌فر، مادر امیرارشد، گوینده معروف با سابقه رادیوی ایران، بعد از هفت سال فیلم این حادثه را به تماشا نشسته و در هفتمین سال‌گرد عاشورای ۸۸ به فرزندش می‌نویسد:
«دیروز بعد از هفت سال برای اولین بار فیلم سراسر درد له‌شدنت توسط دو خودروی نیروی انتظامی را دیدم، نگران من نباش. زنده‌ام. یعنی هنوز نفس می‌کشم.
عجیب است. با هر دم و باز دم من، تو ناله می‌کنی. چه خوب می‌فهمی‌ام عزیز. آری بارها گفته‌ام و باز می‌گویم: تو نفس منی.
تو ناله کن، من اشک خون می‌ریزم. تو ناله کن،من از بن جان نفرین می‌کنم. تو ناله کن، من دردهایت را می‌کشم. تو ناله کن، من گیس می‌برم و سینه چاک می‌کنم. تو ناله کن، نه بس است… دیگر ناله نکن!
خدایا! ناله‌های امیرارشدهایم دیگر بس است. این‌بار نوبت ناله‌های حاکمان ظالم است. آنها که خود چلو کباب می‌خورند و سهم ملت را اشکنه می‌دانند.
آنها که دکل می‌دزدند و اختلاس می‌کنند اما، دست و پای گرسنه بیکار را به جرم دزدی می‌برند. آنهایی که فرزندانشان با پول ملت در مرگ بر آمریکا عشق می‌کنند و فرزندان شریف و فرهیخته‌مان را در عنفوان جوانی به سیاهچال می‌فرستند. آنها که چون خود به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند و جوانان ما را برای شادی و خوشحالی، بزه‌کار و خلافکار می‌خوانند. این‌بار نوبت ماست که آفتابه به گردنشان بیاندازیم و در شهرها بگردانیم‌شان.
این‌بار دیگر نوبت ماست که حق‌مان را بطلبیم و بگوییم پول‌ها و سرمایه‌های‌مان چه شد؟؟ این‌بار دیگر حق حکومت ملت بر خود است. ما خود امیر خودیم.»

زهرا رهنورد: زینب(س) می‌دانست که تا حق به حقدار نرسد «شیعه» از پای نخواهد نشست


چکیده :زهرا رهنورد قرآن پژوه و محقق برجسته کشورمان حضرت زینب (س) را در قامت زنی ترسیم می‌کند که تاریخ بر مقاومت او سر تعظیم خم کرده است. او زینب(س) را چنین توصیف می‌کند؛ تنها در مقابل ظلمی ایستاد که می‌خواست شکستن او را ببیند. آنگاه که ظالم زمانه مقابل سرهای بریده خانواده‌اش از او می‌پرسد...

زهرا رهنورد قرآن پژوه و محقق برجسته کشورمان حضرت زینب (س) را در قامت زنی ترسیم می‌کند که تاریخ بر مقاومت او سر تعظیم خم کرده است. او زینب(س) را چنین توصیف می‌کند؛ تنها در مقابل ظلمی ایستاد که می‌خواست شکستن او را ببیند. آنگاه که ظالم زمانه مقابل سرهای بریده خانواده‌اش از او می‌پرسد که اوضاع را چگونه دیدی؟ پاسخ بانوی عاشورا نشان می‌دهد فشار و تهدید که ابزارهای حکومت ظلم است چه آسان در هم شکسته می‌شوند.
زهرا رهنورد یک سال پیش از اینکه به حصر کشیده شود، در همین یادداشت نوشته است: «او می داند در پیروزی یزیدیان بر نابودی بدن‌های هفتاد و دو تن بزرگ‌ترین شکست استراتژیک نهفته است. «مظلومیت حق» در این واقعه، حق‌خواهی ابدی حق‌طلبان را به دنبال داشته است.»
رهنورد پیام بانوی عاشورا را به خوبی درک کرده و تنها برای حاکمان بر مسند قدرت نشسته، از زبان او تذکری را داد تا شاید بر گوش گیرند.
متن کامل یادداشت زهرا رهنورد که دی ماه ۱۳۸۸ در روزنامه اعتماد منتشر شده بود به شرح زیر است:
حضرت زینب(س): به خدا قسم، جز زیبایی چیز دیگری ندیدیم.
این پاسخی است به سوال بازجومنشانه فرعونیت مدارحاکمی که خود را در اوج قدرقدرتی و پیروزی می‌بیند و با تبختر از او می‌پرسد اوضاع را چگونه دیدی؟ اما آیا این جناب حاکم نمی‌داند این چهره پرشکوه و مقاوم و صبوری که در مقابل او ایستاده کیست، آیا این زن که پیشوای زنان و کودکان بی‌پدر و یتیم و شوهر از دست داده است و تنها در کنار آنها یک جوان بیمار قرار دارد، برای یزید و یزیدیان ناشناس است؟
آنها نمی‌دانند او زینب کبری، عقیله بنی‌هاشم، زن خردمندی است که به «راه» پیوسته. این حاکم، این سلطان غاصب، به قدرقدرتی خود و سرکوب نهضت عاشورا می‌نازد و شراب غرور را سرکشیده و دیوانه وار عربده سر می‌دهد، چه سخت است برای او یادآوری پیغام حسین ابن علی؛ «خروج کردم برای نجات امت جدم و هیچ هدفی ندارم جز اصلاح.» اصلاح؟، ریویزیونیسم، بازگشت به ارزش‌ها و رفتار جاهلی، کبر، جباریت، خودمداری، ریا و خودمحوری و منفعت طلبی در حاکمیت، رشوه و ربا و تقلب و نابرابری در اجراییات؛ مسلم است که حسین(ع) این همه را برنمی‌تابد.
اما این «خروج برای اصلاح» چه داغی به دل حاکمان اموی نهاده که چاره آن را در کشتار خاندان پیامبر(ص) می‌بینند و امروز فکر می‌کنند جام زهرناک طعنه و ریشخند خود را بر کام زینب کبری بریزند و هیچ پیش‌بینی نمی‌کنند که ممکن است با جوابی بïراتر از تمامی شمشیرهایی که یزیدیان بر تارک حسینیان فرو کوفتند پاسخ بشنوند؛ «به خدا قسم جز زیبایی چیزی ندیدم.»
زینب(س) می‌داند در کنه مکنون هر واقعه‌ای چنانچه از دیدگاه الهی و ارزش‌های عدالتخواهی نگریسته شود، چیزی جز زیبایی قرائت نمی‌شود، زیرا زیبایی از ذخایر جاودان انبان انتهاناپذیر حق است، چرا که خداوند خود فرموده همه چیز را زیبا آفریده است؛ «الذی احسن کل شیء خلقه». آیا زیبایی که زینب به آن اشاره می‌کند یک زیبایی شکلی و فرمالیستی است؟ زیبایی افق خونین و دشت نینوا؟ یا قد و قامت و خط و خال و ابرو؟ آیا سر بریده حسین(ع)، یا بی کفن بدن او؟ یا قامت بی‌دست برافراشته ابوالفضل عباس، سقای کربلا، یا مرثیه ناخوانده یتیمان و زنان شوهر از دست داده یا معصومیت گلوی بریده علی اصغر یا جوانی پرپرشده علی اکبر، یا حماسه اشک آلود ام وهب، مادر پسران که می‌سراید «مرا دیگر مادر پسران ننامید» که چهار پسرش در روز واقعه به دست یزیدیان به شهادت رسیده اند…
یا بی‌پسری زینب کبری که دو پسرش را در راه ارزش های الهی تقدیم کرد و امروز باید بر قلب به تیر جفا از حرکت ایستاده آنان چکامه اندوه بسراید؟ نه همه اینها شاید بهانه‌ای برای تعزیه‌پردازان و رمان‌نویسان و شاعران و نقاشان و هنرمندان باشد اما برای زینب در یک کلمه خلاصه می‌شود؛ «هر چه دیدم زیبایی بوده است.» زینب(س) یک زن چندبعدی است، یک زن، یک مادر، یک مبارز، یک عارف، یک شخصیت ارزشی، دختر علی، خواهر حسین، اما او برتر از اینها است.
زینب، «زینب است، پیام آور کربلا» و این پیام در اوج زیبایی است. چه پیامی بالاتر از این (محتوایی) که؛ هر روز، عاشورا و هر خاک، کربلا است، هر چند این پیام مقدر را بعدها ائمه کرام در سیمای واژگان و کلمات بیان کنند، که هر خاک، کربلا و هر روز، عاشورا است؟ او می داند در پیروزی یزیدیان بر نابودی بدن‌های هفتاد و دو تن بزرگ‌ترین شکست استراتژیک نهفته است. «مظلومیت حق» در این واقعه، حق‌خواهی ابدی حق‌طلبان را به دنبال داشته است.
او می‌دانست تا حق به حقدار نرسد بشریت و به خصوص «شیعه» از پای نخواهد نشست. اما از آنجا که او یک عارف بود و عرفان او محصول پرورش یافتن در دامان علی و فاطمه بوده است، حدیث هفتاد و دو تن را قصه شورانگیز وصلی جانانه می‌دانست که هفتاد و دو تن به خورشید پیوستند و جذب نورافشانی ابدی حق شدند.