Thursday, September 15, 2016

زوال زندگی در حکومتِ دینی


آماجِ این یادداشت پرداختن به دو آفتِ نهادینه در ژرف‌ساختِ نظام استبدادی دینی حاکم بر ایران است، که ما ایرانیان قریب به چهار دهه است بدان مبتلا و باآن دست به گریبانیم. نظاماتِ استبدادی به‌ویژه از نوع دینی و آسمانی آن، کشتارگاهِ فضایل اخلاقی‌اند؛ زان‌رو که با سلبِ امکان اخلاقی‌زیستن، امکان انسان‌شدن و شدنِ انسانی را هم سلب می‌کنند و آدمی را به باشنده‌ای بی‌هویّت و بیگانه با خود و همنوعان‌اش تبدیل و با او چنان می‌کنند که تمّام همّ و غم و هستی خود را بر سَر تمدید حیاتِ نباتی برکَنده از فکر و فرهنگ و هنر می‌نهد و در پایان با تن و جان و روانی آکنده از درد و رنج و حرمان و خروارها عقده‌ی ناگشوده، سرخورده از جهانِ تبعیض‌ها و سرکوب‌های نظام‌مند دست از زندگی می‌شوید و در برابر مرگ زانو می‌زند.

اکنون آن دو آفتِ نهادین را که بدان‌ها اشارت رفت به تفکیک می‌کاوم:

■ نخست ترویج ویژه‌خواری و تربیت ویژه‌خواران؛ به سخنِ دیگر تکثیر و تقدیسِ نحوه‌ی زیستِ انگلی. زان‌رو که در این گونه از نظام‌، در توازی و گاه تقابل با دستگاهِ دیوانسالاری دولتی، دیوانسالاری دینی به مثابه موتور محرّکِ دولتِ در سایه سربرمی‌آورد و بی‌هیچ منفعتی برای کشور و آن‌چه در عرفِ اهلِ سیاست منافع ملّی نامیده می‌شود، منشأ تحمیل عظیم‌ترین هزینه‌ها به بودجه‌ی عمومی است. کارکنانِ آن که به واقع مُهره‌های ماشینِ استبداد دینی‌اند، بی‌کمترین تخصّصی در معنای متعارفِ کلمه و یا خدمتی در راستای تأمین منافع ملّی و برآوردنِ خیر عمومی، از امتیازهای ویژه برخوردارند. گاه به طنز با خود می‌گویم روزی اگر نظام استبدادی دینی از میان برخیزد، تکلیفِ هزارها کارمند بی‌هنرِ دیوانسالاری توبرتو و علیلِ آن چه خواهد شد، خوب است اپوزیسون از هم‌اینک برای آنان چاره‌ای بیندیشد!

خیابان‌های اصلی کلانشهر قم آکنده است از بَنرهایی که با عبارتِ ویژه‌ی… خانواده‌های شهدا، طلّاب و ایثارگران و رزمندگان، آنان را به استفاده از تسهیلاتِ متنوّع فرامی‌خواند.آیا این رفتار آشکارترین مصداق آپارتاید دینی و نهاد حامی آن، تبعیضی‌گذاری عدالت‌ستیز نیست!؟

باری! خطّ تولیدِ انسان‌های مزدور، نامتخصّص و سرسپرده در نظاماتِ استبدادِ دینی به قوّت در کار است و هر گاه نظام با چالشی امنیّتی یا بحرانی سیاسی مواجه می‌شود بر اهمیّت و ضرورتِ آن افزوده می‌شود. این بخش در حقیقت مهم‌ترین رکنِ ساختاری اقتصاد سیاسی دین است. کارگرانِ این کارخانه مُهیب پیش از هرچیز می‌باید سرسپردگی و ارادتِ مطلقِ خود را به ولی مطلقِ فقیه که همان پیشوا در نظام‌های توتالیتر و فاشیستی است نشان دهند و در هر چه می‌کنند و می‌گویند و می‌نویسند قوام و دوام نظام استبدادی را تضمین و زوالِ آن‌را تا حدّ ممکن به تعویق افکنند.

طُرفه آن‌که بسیاری از آنان دارای القاب دهن‌پُرکن و بی‌مسمّای استاد، علّامه، آیت‌الله، پژوهشگر، دکتر، «حجّت‌الاسلام» دکتر و «آیت‌الله» دکتراند!

■ آفتِ بُنیادی دیگر قطع کامل و گسستِ همه‌سویه‌ی ارتباط دین با زندگی و اخلاق و آموزه‌های دینی است. تا آن‌جا که در بسیاری از نقاط خطّه‌ی فرهنگی تناقض‌خیزمان، فی‌المثل در کلان‌شهرهای قم و مشهد تنها قرینه‌ای که مسافران و تازه‌واردان را متوجبه مذهبی بودنِ فضا می‌کند نه کار و کردار برآمده از آموزه‌های اخلاقی مندرج در سنّتِ پیامبر و سیره‌ی اهل بیت که پُر است از دعوتِ بی‌امان پیروان به حیاتِ اخلاقی!، بلکه تنها و تنها بانگِ اذانی است که به پشتوانه‌ی قوّه‌ی قهریّه و اراده‌ی معطوف به قدرتِ دینِ مبین از آفاق و مناره‌ها در جای‌جایِ شهر طنین‌انداز می‌شود.

بی‌گمان این بزرگترین لطمه‌ای است که دینِ طبیعی در ظلّ نظامِ استبدادیِ پشت‌گرم به حمایت دین متحمّل می‌شود. قدرتِ شریعت‌مدار با فروکاستنِ ایمانِ دینی به اعمال و مناسکِ تهی از معنا و بُریده از ضرباهنگِ شتابناک و تپنده‌ی زندگی و در تخاصم آشکار با آن دین را از یک‌سو به ایدئولوژی تأمین اقتدار سیاسی، تجهیز ماشینِ سرکوب، گسترشِ دامنه‌ی اختناق و به مددِ تسلّط بر رسانه، مافیای استحمار ملّی و از سوی دیگر به شکلی سخت متناقض‌ ذخیره‌ای برای جهانِ پس از مرگ تبدیل می‌کند؛ که آن نیز در اعماق رویه‌ی دیگر همان شق نخست است. فرجام این ماجرا چیرگی رانه‌های مرگ بر نیروهای زندگی است.

بر بُنیاد آن‌چه آمد

  • تکثیر و تربیتِ انسان‌های خوگَر با نحوه‌ی زیستِ انگلی، بی‌هیچ کنشِ مثبت و مولّدی در راستای منافع ملّی و برآوردنِ خیر عمومی که به کاستن از درد و رنج همنوعان می‌انجامد و دو دیگر

  • بریدنِ بندِ نافِ دین از اخلاق و توسّعاً زندگی،

دو شناسه‌ی اصلی نظام استبدادی دینی در جامعه‌ی امروزِ ایران است.

Wednesday, September 14, 2016

پروین فهیمی، مادر سهراب اعرابی: از نامه مرتضوی بوی خیر به مشام نمی‌رسد


پروین فهیمی، مادر سهراب اعرابی از شهدای جنبش سبز در یادداشتی از نامه عذرخواهی سعید مرتضوی ابراز تعجب کرده و این پرسش را مطرح کرده است که با آنکه پذیرفتن جنایت بزرگ کهریزک پس از هفت سال از طرف فردی که در تمام این سال‌ها در دادگاه‌ها، تریبون‌ها، دفاعیات و رسانه‌ها نقش خود را در این فجایع انکار می‌کرد، برایم عجیب بود. با این حال خوشحالم از این بابت که مرتضوی به گناه خود اعتراف کرد. اما آیا فقط عذرخواهی کافی است؟
او در این یادداشت به روزهایی اشاره کرده است که خود و دیگر خانواده‌های جانباختگان به دنبال گمشده‌های خود می‌گشتند و کسی پاسخگو نبود. مادر شهید سهراب اعرابی تاکید کرده که ما با فریاد بای ذنب قتلت (به کدامین گناه) به خدا شکوائیه کردیم و با شکایات به قوه قضائیه پرونده‌های خود را پیگیری نمودیم و با هل من ناصر ینصرنی (کیست که مرا یاری کند) از مردم کمک خواستیم و هنوز بعد از هفت سال به نتیجه‌ای نرسیده‌ایم و حال شما حتی اگر از تک تک ما خانواده‌ها عذرخواهی کنید و حتی اگر ما نیز شما را ببخشیم این خداست که باید از گناه شما بگذرد. آیا خدا می‌گذرد؟ این شما و این خدای بزرگ.
سهراب اعرابی روز دوشنبه ۲۵ خرداد ۸۸ به همراه مادرش در راهنمایی باشکوه سکوت شرکت کرد اما در میانه تظاهرات از مادرش جدا شد و هیچ‌گاه به منزل برنگشت. پروین فهیمی روزهای متمادی برای یافتن نشانه‌ای از پسرش به دادگاه انقلاب رفت و هر روز به همراه عکس فرزندش مقابل اوین رفت تا شاید در میان آزادشدگان نشانی از فرزندش پیدا کند.
اما پس از پیگیری‌های زیاد پروین فهیمی یک ماه جنازه سهراب را به او تحویل دادند. مادر این شهید جنبش سبز بارها پیش از این اعلام کرده بود در صورتی که زندانیان سیاسی آزاد و حصر برداشته شود، از شکایت خود خواهد گذشت. خواسته‌ای که هیچ‌گاه جامه عمل بر آن پوشیده نشد.
او اینک پس از آن سعید مرتضوی متهم اصلی پرونده کهریزک، پس از هفت سال نامه عذرخواهی نوشته معتقد است از این عذرخواهی بوی خیر به مشام نمی‌رسد. از همین‌رو یک بار دیگر مسوولان را مورد پرسش قرار می‌دهد که « در این هفت سال کدامیک از مسئولان از ما خانواده‌ها دلجویی و عذرخواهی کردند؟ کدام دادگاه علنی و غیر علنی برقرار شد؟ کدام آمر و عامل را به ما و مردم معرفی نمودند؟ ما شما و تمام مسئولین و مسبین جنایات پس از ۸۸ را به خدا و آینده واگذار می‌کنیم.»
متن کامل این یادداشت که برای انتشار در اختیار کلمه قرار گرفته را در زیر می‌خوانید:
نامه آقای سعید مرتضوی برای عذرخواهی از خانواده‌های شهدای کهریزک برایم قابل تامل بود از این جهت که ایشان بالاخره به نقش خود در جنایت کهریزک اعتراف کرده است. پذیرفتن جنایت بزرگ کهریزک پس از هفت سال از طرف فردی که در تمام این سال‌ها در دادگاه‌ها، تریبون‌ها، دفاعیات و رسانه ها نقش خود را در این فجایع انکار می‌کرد، برایم عجیب بود. خوشحالم از این بابت که مرتضوی به گناه خود اعتراف کرد. آیا فقط عذرخواهی کافی است؟ هر چند امیدوارم این عذرخواهی برای پنهان کردن بسیاری از مسایل این جنایات نباشد. آنچه در این نامه رنج‌آور بود آنکه سه نفر از شهدای کهریزک را مورد خطاب قرار داد، در صورتی‌که تعداد زیادی در این جنایت مورد ظلم و ستم قرار گرفنند را نادیده انگاشته که این را مایه بی‌تدبیری و تبعیض بین مظلومین می‌دانم.
جنایات پس از انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۸۸ تنها به کهریزک خلاصه نیست و مرتضوی و همکارانش اسماعیل‌های فراوانی را قربانی مطامع خود کردند.
ما حانواده‌ها به خاطر حفظ وحدت و آشتی و منافع ملی و آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر محصورین نجابت به خرج داده‌ایم و بسیاری از مسایل را بازگو نکرده‌ایم.
روشن شدن تمام این فجایع را به خدای قهار، گذشت زمان و عدالت مردم می‌سپاریم. آقای مرتضوی و مرتضوی‌ها بدانند که تاریخ در مورد همه قضاوت خواهد کرد. مطمئن باشند سکوت ما خانواده‌ها باعث نخواهد شد این فجایع به فراموشی سپرده شود.
با گذشت هفت سال از کشته شدن و زندانی شدن فرزندانمان در جریانات بعد از انتحابات ۸۸ به دست عوامل تندرو و افراطی بسیج و سپاه و لباس شخصی‌ها و نیروهای درگیر این ظلم بر مردم آشکار شده است.
نسبت دادن فتنه و فتنه‌گران به مردم و مظلومین از سوی مرتضوی لقبی ست برازنده جنایتکاران و اختلاس‌گران و غارتگران بیت المال و این تهمت نهایت بی‌ایمانی، بی‌تقوایی و افکار پلید امثال ایشان است.
ما اعتقاد داریم خدایی هست که بینا و شنواست و آه ما مادران پای همه نابکاران را خواهد گرفت زیرا جوانانی که با سختی‌های بسیار زندگی، بزرگ کردیم تا برای کشورمان و برای خودمان ثمره داشته باشند و دستمان را بگیرند به دست ظالمان پرپر گشته‌اند.
آقای مرتضوی حتما به خاطر دارد روزهایی که به دنبال فرزندم می‌گشتم با حضور در دفترش نامه‌ای به دفترشان ارائه کردم تا فرزندم را پیدا کنند ولی بعد از ۲۶ روز جسد به من تحویل داده شد یک لحظه خودتان را جای ما مادران بگذارید شما خود مادر دارید، در نظر بگیرید این اتفاق برای شما بیفتد چه می‌کنید؟ ما به شما و مسئولین از خدا بی‌خبر چه لقبی بدهیم؟
بعد از هفت سال کشتار خونین خیابانی و بازداشتگاهی جوانان ما، تنها از سوی یکی از جنایتکاران یک عذرخواهی شنیدیم که بوی خیر از آن به مشام نمی‌رسد. در این هفت سال کدامیک از مسئولان از ما خانواده‌ها دلجویی و عذرخواهی کردند؟ کدام دادگاه علنی و غیر علنی برقرار شد؟ کدام آمر و عامل را به ما و مردم معرفی نمودند؟ ما شما و تمام مسئولین و مسبین جنایات پس از ۸۸ را به خدا و آینده واگذار می‌کنیم.
بیش از صد نفر جوان را شهید و ناکام و چندین تن را معلول و صدها نفر را زندانی و هزاران جوان را آواره کرده‌اید خدا باید قضاوت کند اگر به خدا اعتقاد داشته باشید و آه مادران دلشکسته و مردم نجیب ایران را در نظر بگیرید.
امثال مرتضوی‌ها بدانند جگر گوشه‌هایمان در گورستان‌ها هستند ایشان و همکارانشان در این کشور راحت زندگی و اختلاس می‌کنند از این جماعت سوال دارم وقتی شب سر بر بستر می‌گذارید با خدای خود خلوت کنید پاسخ خدا به شما چه خواهد بود؟
ما با فریاد بای ذنب قتلت (به کدامین گناه) به خدا شکوائیه کردیم و با شکایات به قوه قضائیه پرونده‌های خود را پیگیری نمودیم و با هل من ناصر ینصرنی (کیست که مرا یاری کند) از مردم کمک خواستیم و هنوز بعد از هفت سال به نتیجه‌ای نرسیده‌ایم و حال شما حتی اگر از تک تک ما خانواده‌ها عذرخواهی کنید و حتی اگر ما نیز شما را ببخشیم این خداست که باید از گناه شما بگذرد. آیا خدا می‌گذرد؟ این شما و این خدای بزرگ.
ما قضاوت این جنایات را به عدالت خدا و مردم سپرده‌ایم زیرا می‌دانیم که عدالت در کشورمان بسیار ناتوان است که از حق ما مظلومین دفاع کند.
پروین فهیمی. شهریور ۱۳۹۵

نگهداری یاشار رضوانی در بند چهار زندان اوین


یاشار رضوانی، شهروند بهایی، علی‌رغم صدور قرار وثیقه، همچنان در بند چهار زندان اوین نگهداری می شود.

به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، یاشار رضوانی، شهروند بهایی که پیش تر پس از تحمل ۳۳ روز حبس در بند ۲۰۹ زندان اوین به بند چهار این زندان منتقل شده بود، پس از گذشت یک هفته از زمان صدور قرار وثیقه، همچنان به صورت بلاتکلیف در این بند محبوس می باشد.

گفتنی است که اتهام این شهروند بهایی، عضویت در تشکیلات بهایی عنوان شده و پرونده وی به شعبه ۳ دادسرای شهید مقدس زندان اوین ارجاع داده شده است.

سیزدهم مردادماه، مأموران امنیتی با یورش به منزل یاشار رضوانی، شهروند بهایی، ضمن شکستن درب منزل، وی را بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات در زندان اوین منتقل کردند.

محکومیت اعدام یک جوان ۲۰ ساله به اتهام سب النبی و امیدواری خانواده برای شکستن حکم در دیوان عالی کشور


یک منبع نزدیک به سینا دهقان، شهروند تهرانی ۲۰ ساله که به اتهام سب النبی از طریق نوشتن مطالبی در شبکه اجتماعی “لاین” محکوم به اعدام شده است به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت:«سه ماه پیش پرونده به دیوان عالی کشور فرستاده شده و اکنون همه امید خانواده سینا به شکستن حکم است.»

این منبع به کمپین گفت: «سال گذشته وقتی سینا ۱۹ ساله و سرباز بوده، کمپینی در شبکه لاین برای سه روز به راه انداخته، در این کمپین ظاهرا مطالبی خلاف دین اسلام و قرآن منتشر می شده اما سینا پس از دستگیری گریه کرده، بارها گفته اشتباه کردم و توبه می کنم. هر کسی در این دنیا اشتباه می کند. او هم در سن ۱۹ سالگی اشتباهی مرتکب شده، تنبیه هم حدی دارد. یک اشتباه سزوار مرگ نیست. اکنون یکسال است که او در بندی با مجرمان خطرناک به سر می برد و با اعدام هم مواجه است.»

سینا دهقان در تاریخ ۲۹ مهرماه ۱۳۹۴ در پادگان محل خدمتش در تهران توسط ماموران حفاظت امنیت سپاه پاسداران اراک دستگیر و پس از یک روز به زندان مرکزی اراک منتقل شد و تاکنون درآنجا به سر می برد.

سینا دهقان در شعبه یک دادگاه کیفری اراک به اتهام سب النبی به اعدام و به اتهام توهین به رهبری به ۱۶ ماه حبس محکوم شد. این اتهامات به دلیل راه اندازی یک کمپین و نوشتن مطالبی در شبکه اجتماعیلاین است. در این کمپین آنلاین مطالبی در مخالفت با اسلام، قرآن و تصاویری از قران سوخته منتشر شده است. دو متهم دیگر این پرونده سحرالیاسی اهل تهران و محمد نوری اهل اراک هستند.

این منبع درباره نحوه دستگیری سینا دهقان گفت: «سینا سرباز و دژبان پادگان بود، چهار روز مانده بود دوران سربازش تمام شود که ماموران حفاظت امنیت اراک به پادگان رفته و او را همانجا دستگیر کردند. بعد او را به خانه اش بردند و خانه را تفتیش کردند. سینا همانجا مرتب گفته که اشتباه کرده و توبه می کند. ماموران به خانواده اش گفتند که فقط او را برای چند سوال و جواب می برند و چند روز بعد آزاد می شود اما الان نزدیک یکسال است که در زندان مانده است. سینا پدربزرگش شهید گمنام جنگ ایران و عراق است. آیا این ها به حساب نمی آید؟»

این منبع در پاسخ به این سوال که آیا سینا دهقان اتهامش را پذیرفته است به کمپین گفت: «متاسفانه در بازجویی ها به او گفته اند که اگر زیر برگه ها را امضاء کنی و اتهامات را بپذیری و بعد توبه نامه بنویسی، بخشوده و آزاد می شوی. سینا هم از سر بچه‌گی هر چه خواستند امضاء کرده و اتهام را به گردن گرفته است. اما بعد برایش حکم اعدام صادر کردند. خودش بعدتر گفته من همه اینها را امضاء کردم به امید اینکه آزاد شوم. ظاهرا از او اعتراف تلویزیونی هم گرفته اند.»

این منبع درباره وضعیت این زندانی گفت: «سینا اجازه تماس تلفنی و ملاقات دارد. خانواده اش هر هفته طی این یکسال از تهران به اراک برای ملاقات او رفته اند. او را متاسفانه به اراک بردند چون هم پرونده ای دیگرش محمد نوری ساکن اراک بود و در واقع ماموران سپاه از طریق تلفن و اینترنت محمد، سینا را پیدا کردند. سینا وضعیت روحی مناسبی ندارد، افسرده است و مرتب گریه می کند و در بندی است که زندانیان با جرم های مواد مخدر، قتل و قاچاق نگهداری می شوند. پسر ۱۹ ساله ای که هیچ وقت خلافی نکرده یک مرتبه زندگیش تغییر کرد. مدتی پیش هم بندی هایش گونه اش را شکسته بودند.»

این منبع با اظهار اینکه وکیل پرونده سینا دهقان، وکیل تسخیری است به کمپین گفت: «متاسفانه خانواده سینا از نظر وضع مالی قادر به پرداخت هزینه برای وکیل نیستند. سینا پدرش فوت کرده و خلاصه امکان پرداخت دستمزد بالای وکیل را ندارند.»

دو متهم دیگر این پرونده به نام های سحر الیاسی، اهل تهران و محمد نوری، اهل اراک هستند. سحر الیاسی نیز در تاریخ ۲۹ مهرماه ۱۳۹۴ در خیابان تجریش دستگیر شد و پس از یک روز بودن در زندان اوین به زندان مرکزی اراک منتقل شد. خانم الیاسی و محمد نوری با اتهام مشابه توهین به رهبری در دادگاه انقلاب اراک به ۱۶ ماه حبس محکوم شدند، اما محمد نوری به اتهام سب النبی مانند سینا دهقان در شعبه یک دادگاه کیفری اراک به اعدام محکوم شد و خانم الیاسی به اتهام توهین به مقدسات به هفت سال حبس محکوم شد که بعدا در اسفند ماه ۱۳۹۴ در دادگاه تجدیدنظر به سه سال حبس کاهش یافت. دادگاه تجدیدنظر سایر احکام را تایید کرد. پس از آن سینا دهقان و محمد نوری به حکم اعدام خود به دیوان عالی کشور اعتراض کردند  و اکنون منتظر رای نهایی هستند.

در حال حاضر هر سه آنها در بندهای زندان مرکزی اراک نگهداری می شوند.

«آیت‌الله نکونام» و «محمدعلی طاهری» دو زندانی عقیدتیِ مغضوب باندهای قدرت و ثروت


رفتار ناعادلانه و غیر انسانی مقامات قضایی در رابطه با پرونده «محمدعلی طاهری» و آیت‌الله «محمدرضا نکونام» باعث نگرانی شدید هواداران و شاگردان این دو زندانی عقیدتی شده است.

به گزارش سایت «نجات با حلقه»، به نقل از «سحام نیوز»، در حالی که محکومیت ۵ ساله «محمدعلی طاهری» در ۱۸ بهمن ۱۳۹۴ به پایان رسیده، و مبلغ ۹۰۶ میلیون تومان رد مال تعیین شده از سوی دادگاه، توسط شاگردان و هواداران وی پرداخت شده، وی کماکان با تمدید قرار بازداشت موقت، در حبس به سر می‌برد.

«محمدعلی طاهری» سال گذشته در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب، به استناد حکم برخی از مراجع تقلید از جمله آیت‌الله «ناصر مکارم شیرازی» محکوم به اعدام گردید که این حکم در دیوان‌عالی کشور به دلیل نقص مدارک، نقض و جهت بررسی بیشتر به دادگاه ارجاع گردید.

چندی پیش افشای یک فایل صوتی از «محمودرضا قاسمی»، بازجوی قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران، از نفوذ و اعمال سلیقه غیرقانونی ضابطان قرارگاه ثارالله و تحت فشار قرار دادن قضات پرونده جهت صدور حکم اعدام برای آقای طاهری پرده برداشت.

از سوی دیگر شایعاتی مبنی بر ایراد اتهامات جدید و پرونده‌سازی دوباره برای «محمدعلی طاهری» به گوش می‌رسد. در همین راستا شاگردان آقای طاهری که به شدت نگران وضعیت پرونده استاد خود هستند، در هفته‌های اخیر اقدام به مراجعه به بیوت مراجع تقلید نموده‌اند و در این مراجعات با رفتارهایی دوگانه از سوی مسئولین دفاتر مراجع مواجه گردیده‌اند.

متصدیان تعدادی از دفاتر با استقبال پای سخنان ایشان نشسته و در حین وعده همکاری، خود را نیز مسئول دانسته و با در جریان قرار گرفتن بی‌عدالتی روا شده در حق محمدعلی طاهری اظهار تاسف کردند.

مسئول دفتر یکی از مراجع با بیان این‌که «حکم استاد شما به‌خاطر مسائل سیاسی‌است چون حکم ایشان را مراجع حکومتی داده‌اند» از چند تن از مراجع نام برد و در ادامه گفت: «این‌ها وابسته به نظام هستند و هرگز مستقل نیستند.» گروهی دیگر از متصدیان دفاتر مراجع نیز ضمن برخورد متعصبانه همراه با خشم و خالی از رأفت اسلامی حتی حاضر به شنیدن سخنان و ملاحظه اسناد ارائه شده نشدند و گفتند: «به ما گفته‌اند از شما کتاب و هیچ سندی نگیریم، ما در حوزه قضایی هیچ دخالتی نمی‌کنیم و به ما مربوط نمی‌شود!»

چندی پیش گزارش سالانه حقوق بشر امریکا به موارد متعدد نقض حقوق بشر در ایران و از جمله پرونده محمدعلی طاهری، و این‌که دادگاهی در ماه اوت ۲۰۱۵ وی را به اتهام فساد در زمین در حالی که بیشتر محکومیت ۵ ساله خود را سپری کرده، محکوم به اعدام نمود، پرداخت.

از سوی دیگر آیت‌الله «محمدرضا نکونام»، مرجع تقلید بزرگ شیعیان، دیگر زندانی عقیدتی جمهوری اسلامی، در حالی در زندان به سر می‌برد که بنا به اخبار رسیده، به دلیل شرایط وخیم جسمی در معرض دومین سکته مغزی قرار دارد.

بر اساس گزارش ها، دادگاه ویژه روحانیت در عملی «غیر انسانی» و «ضد حقوق بشری»، از تهیه داروهای آیت‌الله نکونام مرجع تقلید محبوس در زندان ساحلی قم جلوگیری کرده است. در پرونده این زندانی عقیدتی نیز رد پای آیت‌الله «ناصر مکارم شیرازی» به چشم می‌خورد و گفته می‌شود اختلاف نظر فقهی آیت‌الله نکونام با وی سبب حبس دو ساله وی در زندان ساحلی قم گردیده است.

سال گذشته جمعی از طلاب حوزه‌های علمیه سراسر کشور و شاگردان آیت‌الله محمدرضا نکونام، طی نامه‌ای از مفاسد پشت پرده در حوزه‌های علمیه و دفتر رهبر جمهوری اسلامی ایران انتقاد کرده، و خواستار پاسخ‌گویی شیخ محمد یزدی رئیس مجلس خبرگان رهبری و «سیدهاشم حسینی بوشهری» رئیس حوزه علمیه قم در خصوص بازداشت آیت‌الله نکونام شدند.

در بخشی از این نامه درباره آیت الله «ناصر مکارم شیرازی» آمده است: وی به خاطر انتقادات صریح، بی‌پرده و بسیار تند حضرت استاد، امروز در نوک پیکان مبارزه با ایشان قرار گرفته و «جریانات مافیایی قدرت و ثروت» را پشتیبانی می‌کند. خوب است یادآور شویم که چطور آقای مکارم در جلسه مردادماه سال ۵۸ خبرگان قانون اساسی، تصویب اصل مربوط به ولایت فقیه را «روز سیاه تاریخ ملت ایران» نامیده و قبل از پیروزی انقلاب نیز مخالف سرنگونی حکومت شاه بود؛ زیرا اعتقاد داشت که «نباید این تنها شاه شیعه را سرنگون کرد»!

یکی از شاگردان آیت‌الله نکونام در گفت‌وگویی با وب‌سایت کلمه، از دلیل اصلی بازداشت این مرجع تقلید دینی پرده برداشته است: «واقعیت این است که یک سیستم آخوندی مافیایی در حوزه علمیه شکل گرفته و ما به این رسیده‌ایم که مافیای حوزه علمیه که متاسفانه در ارکان نظام هم ریشه زده، جلوی آیت‌الله نکونام ایستاده‌اند. یعنی مشکل اصلی آیت‌الله نکونام این است که مستقیم با این مافیا درگیر شده است. حاج آقا تمام مشکلات جامعه، نظام و انقلاب را از کم کاری حوزه‌های علمیه می‌بینند. این سیستم آخوندی هم دید که مرجعیت ایشان دارد تایید می‌شود و آیت‌الله نکونام دارد به عنوان یک مرجع تقلید وارسته، عادل، باسواد و مستقل در حوزه علمیه مطرح می‌شود، این برخوردها را با ایشان شروع کرد تا ایشان را زمین بزنند.»

بنا به آنچه در بالا بیان شد، مشاهده می‌شود سرنوشت این دو زندانی عقیدتی در سایه تهدیدات باندی و گروهی جمعی از افراد در حوزه‌های مختلف حاکمیت از جمله سپاه و حوزه‌های علمیه می‌باشد؛ افراد و گروه‌هایی که جهت حفظ منافع و مطامع سیاسی و اقتصادی خود از انجام هیچ کاری از جمله ستاندن جان فرهیختگان و نخبگان جامعه، فروگذار نمیکنند.

پرونده محمدعلی طاهری در آستانه صدور حکم نهایی


کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی در روز سه شنبه ۲۳ شهریور، طی گفتگویی با رکسانا حقیقت طلب، گزارشی از آخرین وضعیت محمدعلی طاهری را ارائه نمود.

به گزارش سایت «نجات با حلقه» مشروح این مصاحبه به قرار زیر است:

کمپین: محمدعلی طاهری اکنون در چه وضعیتی قرار دارند؟

رکسانا حقیقت‌طلب: طبق آخرین خبر از ملاقاتی که همسرشان با ایشان داشته، متاسفانه آقای طاهری همچنان در بند دو الف زندان اوین به سر می‌برند؛ علی‌رغم اینکه حکم حبس ۵ ساله ایشان در ۱۸ بهمن‌ماه ۱۳۹۴ به اتمام رسیده و جریمه نقدی ۹۰۶ میلیون تومانی ایشان هم پرداخت شده است.

کمپین: پرونده حقوقی آقای طاهری در چه مرحله‌ای هست و چرا همچنان در بازداشت به سر می‌برند؟

رکسانا حقیقت‌طلب: پس از ۷ ماه بلاتکلیفی در بازداشت موقت، کیفرخواست پرونده آقای طاهری، که در ۱۹ تیرماه ۱۳۹۵ صادر شده بود، از دادسرا به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب ارجاع داده شده است. این کیفرخواست هم‌اکنون “برای مطالعه” در اختیار قاضی دوم پرونده قرار دارد. پرونده در شرایطی به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب و پس از آن به نزد دادرس شعبه ۳۰ (قاضی طیرانی) ارجاع داده شده است که وکیل پرونده، از تاریخ صدور کیفرخواست (۱۹ تیرماه)، هنوز پرونده را ندیده و نمی‌داند موکلش با چه اتهام‌های جدیدی روبرو شده است.

همان‌طور که می‌دانید پرونده ایشان، با حکم اعدام به دیوان عالی رفت و به دلیل نقص در پرونده، حکم اعدام نقض شد و برای تحقیقات بیشتر به دادگاه صادر کننده رای، یعنی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب ارجاع شد. و مقامات قضایی مدعی هستند که تاکنون به تکمیل تحقیقات روی پرونده مشغول بوده‌اند و اکنون تحقیقات تکمیل شده و سه قاضی رای صادر خواهند کرد.

براساس قانون جدید، رسیدگی به پرونده محمدعلی طاهری پس از نقض حکم اعدام در دیوان عالی کشور، حالا باید توسط سه قاضی انجام شود و با رای دو قاضی، در نهایت حکم صادر شود.

کمپین: براساس گزارش‌های رسیده دو قاضی از این سه قاضی تحت نفوذ سپاه پاسداران هستند. آیا این درست است؟

رکسانا حقیقت‌طلب: بله، قاضی اول احمدزاده است که حکم اعدام را صادر کرده بود. قاضی دوم هم طیرانی است که به جلاد معروف است.

 

کمپین: آیا محمدعلی طاهری وکیل مدافع رسمی دارند؟ وکیل چه اقداماتی برای دفاع از ایشان انجام داده است؟

رکسانا حقیقت‌طلب: بله وکیل ایشان آقای محمود علیزاده طباطبایی است. ایشان در مورد وضعیت اخیر آقای طاهری گفته «دیوان عالی کشور حکم اعدام را نقض کرده و دستور داده که تحقیقات تکمیل بشود، الان آنها مدعی هستد تحقیقاتشان تکمیل شده، حالا باید پرونده را ببینیم که آیا با تکمیل تحقیقات هنوز هم دلیلی برای محارب بودن ایشان پیدا کرده‌اند؟ من بعید می‌دانم چون تا جایی که می‌دانم هیچ دلیلی برای محارب بودنشان وجود ندارد.»

کمپین: به تازگی آقای طاهری به مرخصی اعزام شد، چگونگی موافقت با این اعزام به مرخصی را لطفا توضیح بدهید.  درباره اوضاع جسمی آقای طاهری هم لطفا بفرمایید و اینکه آیا قبلا هم آقای طاهری اجازه مرخصی داشتند؟

رکسانا حقیقت‌طلب: اوضاع جسمانی ایشان خوب است و با همسرشان هم در روز چهارشنبه ۱۷ شهریورماه ملاقات داشتند. آقای طاهری پیش از این، یک مرخصی ۶ روزه در نوروز ۱۳۹۲ داشت و در اواخر مردادماه امسال هم یک مرخصی ۲ ساعته تحت‌الحفظ با حضور گسترده نیروهای امنیتی داشتند، برای دادن اجازه عقد دخترشان در دفترخانه.

کمپین: اخیرا نامه‌ای در رابطه با مطالبه آزادی محمدعلی طاهری به علی خامنه‌ای نوشته شده است؛ این نامه در چه زمان، چرا و توسط چه کسانی تهیه و امضا شده است و متن نامه چه بود؟

رکسانا حقیقت‌طلب: بیش از شش هزار فعال مدنی و اعضای مجموعه عرفان حلقه در نامه‌ای خطاب به آقای خامنه‌اینسبت به رفتارهای فراقانونی نهادهای امنیتی و دستگاه قضایی اعتراض کردند. امضاکنندگان این نامه با هشدار نسبت به عملکرد دستگاه‌های امنیتی و آثار برخوردهای سیاسی با گروه‌های غیرسیاسی به رفتارهای فراقانونی ضابطان قضایی-امنتی اعتراض کردند و از “رهبر جمهوری اسلامی” خواستند تا دستور توقف تعقیب و آزادی محمدعلی طاهری را صادر کند.

کمپین: آیا تاکنون پاسخی رسمی و علنی بە این نامه داده شده است؟ و پیگیری‌های شاگردان محمدعلی طاهری و هواداران عرفان حلقه به کجا رسیده است؟

رکسانا حقیقت‌طلب: از ارسال نامه به “بیت رهبری” اطمینان حاصل شده است، ولی متاسفانه مطلع شدیم نامه توسط مسوول دفتر این نهاد بایگانی شده و هیچ ترتیب اثری به آن داده نشده است.

البته این اولین بار نبوده که نامه‌نگاری دوستداران عرفان حلقه به مسوولان حکومت ایران با بی‌توجهی مواجه شده است. پیش از این چندین بار برای شخص آقای خامنه‌ای، حسن روحانی رییس‌جمهور، صادق لاریجانی رییس قوه قضاییه، ریاست مجلس و سایر مقام‌های حکومت اسلامی در ایران نامه‌نگاری شده و وضعیت محمدعلی طاهری شفاف‌سازی شده است. همین‌طور بارها برای مراجع تقلید شیعه که از عوامل صدور حکم بدوی اعدام برای محمدعلی طاهری بودند، نامه‌نگاری شده و به دفاتر آنان رجوع شده و مستندات بی‌گناهی آقای طاهری ارائه شده و آثار و اندیشه‌های او تشریح شده است؛ بسیاری از این مراجع هم ضمن تایید اندیشه‌های آقای طاهری او را بی‌گناه دانسته‌اند و حبس او را “وهن اسلام” خوانده‌اند، اما برخی مراجع حکومتی چون مکارم شیرازی هیچ پاسخی نمی‌دهند و برخی همچون علوی گرگانی گفته‌اند “ما در مسائل قضایی دخالت نمی‌کنیم!” در صورتی که استفاده از فتوای ارتداد آنها برای صدور حکم اعدام آقای طاهری، دخالت در امور قضایی است.

در مجموع شاگردان آقای طاهری می‌خواهند نشان دهند که تمام راه‌های موجود قانونی را امتحان کرده‌اند و پاسخی نگرفته‌اند و این مراجعه‌ها و نامه‌نگاری‌ها دیگر در این برهه از زمان به مثابه اتمام حجت با حکومت ایران است.

کمپین: در این مدت مجموعه‌ای به نام «نهضت دفاع از حقوق بشر در زندان» آغاز به کار کرده است، موسس این “نهضت” چه کسی است و در صورت امکان بیش‌تر درباره فعالیت‌ها، اهداف و رسالت‌های آن توضیح بدهید؟
رکسانا حقیقت‌طلب: بله خواهش می‌کنم. این نهضت توسط محمدعلی طاهری و در زندان اوین پایه‌گذاری شده است. او در مرخصی نوروز ۹۲ گفته: «اگر در زندان ماندم (اجازه آزادی مشروط به من ندهند و به ظلم و ستم علیه من ادامه دهند) من در آنجا نهضت دفاع از حقوق بشر در زندان را پایه‌گذاری می‌کنم و بعد از این بحث عرفان می‌رود در حاشیه.»

محمدعلی طاهری پس از آن، در نامه‌ای از بند ۲ الف زندان اوین خطاب به احمد شهید، گزارشگر ویژه سابق سازمان ملل متحد درباره حقوق بشر در ایران، از احوال زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران گفته بود.

او در نامه خود خطاب به احمد شهید، سی و سه مورد از موارد نقض آشکار حقوق زندانیانی که به جرم اندیشیدن در زندان هستند را برشمرده است.

در واقع دغدغه محمدعلی طاهری، نه دفاع از اندیشه خود، و نه رسیدگی به  آنچه بر خود و شاگردانش می‌رود، بلکه توجه به وضعیت همه کسانی است که به جرم عقیده‌شان، در زندان‌های ایران به بند کشیده شده‌اند.

این نامه تلنگری بود برای شاگردان این اندیشمند، تا فارغ از مسلک و آیینی، مرام انسانیت را برگزینند و صدای کسانی باشند که صرفا به جرم عقیده، سال‌های زیادی از عمرشان را پشت میله‌های زندان می‌گذرانند.

ظریف جهان را به مقابله با وهابیت دعوت کرد


محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران در یادداشتی که روزنامه نیویورک تایمز آن را منتشر کرده ضمن انتقاد شدید‌الحن از رهبران عربستان سعودی، وهابیت را سرمنشاء بخش مهمی از “حملات تروریستی” خوانده و خواستار ائتلافی جهانی علیه وهابی‌گری شده است.

آقای ظریف در این یادداشت که روز سه‌شنبه (۱۳ سپتامبر – ۲۳ شهریور) با عنوان “بیایید جهان را از وهابیت عاری کنیم” منتشر شده، آورده: “بنگاه‌های روابط عمومی که هیچ ابایی هم از دریافت دلارهای نفتی ندارند، این روزها از سود هنگفتی که نصیب‌شان شده در پوست خود نمی‌گنجند. پروژه اخیر آنها این است که به ما بباورانند جبهه نصره، که شاخه‌ای از القاعده بود، دیگر هم پیمان این گروه افراطی‌گرا نیست.”

در ادامه این یادداشت وزیر خارجه ایران نوشته: “اما مشکل مشتریان مرفه این بنگاه‌ها، که اغلب سعودی‌ها هستند، این است که بعد از حمایت بی‌دریغ از جبهه نصره، اکنون سیاست‌های ویرانگر آنها با فتوشاپ روتوش نخواهد شد. هر کس که در این مورد شک دارد می‌تواند ویدئوی سربریدن پسربچه ۱۲ ساله توسط پیکارجویان به اصلاح معتدل را به یاد آورد.”

اشاره آقای ظریف به ویدئویی است که دو ماه پیش منتشر شد و در آن پیکارجویان گروه‌های مخالف بشار اسد پسری ۱۲ ساله به نام عبدالله عیسی را ابتدا آزار می‌دهند و سپس به قتل می‌رسانند.

بیشتر بخوانید:

 پسربچه سر بریده شده در سوریه پیکارجو نبود”

آقای ظریف در ادامه یادداشت خود ریشه شکل‌گیری گروه‌های افراطی‌گرایی چون داعش و حتی بوکوحرام در آفریقا را در حمایت‌های عربستان سعودی از بسط اندیشه و باورهای وهابیت ارزیابی کرده و حملات خونین یک سال گذشته در فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی را هم برگرفته از این نوع باور دانسته و آن را جدای از “اسلام” ارزیابی کرده است.

او در پایان از سازمان ملل متحد درخواست کرده که با تحقیق و تفحص در مورد چگونگی دستیابی این گروه‌ها به منابع مالی، ائتلافی جهانی برای مقابله با آن را رهبری کند.

“در سال ۲۰۱۳، حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران در طرحی که در سازمان ملل ارایه کرد خواستار تشکیل ائتلافی برای مبارزه با افراطی‌گرایی خشن شد… اکنون سازمان ملل باید با توجه به همین طرح در پی ایجاد گفتمان بیشتر میان مذاهب و فرقه‌ها شود تا بتوان در برابر این تعصب‌گرایی قرون وسطایی ایستاد.”

یادداشت آقای ظریف که در آستانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک منتشر شده و از تندی کم سابقه‌ای نسبت به رهبران عربستان سعودی برخوردار است می‌تواند بُعد جدیدی در تنش‌های میان تهران و ریاض تلقی شود.