Monday, November 7, 2016

زندان اوین؛ گزارشی از وضعیت شش فعال سایبری و کنشگر مدنی با اتهامات سیاسی

شش فعال سایبری و کنشگر مدنی به نام‌های علیرضا توکلی، محمد مهاجر، محمدمهدی زمان زاده، سهیل سید غفوری، علیرضا آقاجانی و میثم محمد ورامینی، هم‌اکنون با احکام حبس و یا در انتظار صدور حکم در زندان اوین نگهداری می‌شوند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، علیرضا توکلی، محمد مهاجر، محمدمهدی زمان زاده، سهیل سید غفوری، علیرضا آقاجانی و میثم محمد ورامینی، در ماه‌های گذشته با اتهاماتی نظیر “توهین به رهبری”، “اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی”، “توهین به مقدسات” و “تبلیغ علیه نظام“ بازداشت و بازجویی شده و هم‌اکنون در زندان اوین محبوس می‌باشند.
علیرضا توکلی، محمد مهاجر و محمدمهدی زمان زاده، سه فعالان تلگرامی می‌باشند که طی روزهای اخیر به بند هشت زندان اوین منتقل شدند. این فعالین به اتهام “توهین به قدسات”، “اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی” و “تبلیغ علیه نظام” محاکمه و هم‌اکنون در انتظار صدور حکم به سر می‌برند.
سهیل سید غفوری، وبلاگ نویس و فعال فیسبوکی، در بهمن‌ماه سال ۱۳۹۴ از سوی مأموران وزارت اطلاعات بازداشت و به اتهامات “توهین به مقدسات” و “تبلیغ علیه نظام” به پنج سال حبس تعلیقی و یک سال حبس تعزیری محکوم‌شده است.
این فعال فیسبوکی تاکنون نه ماه از دوران محکومیت خود را سپری کرده است.
میثم محمد ورامینی، فعال مدنی، در ۲۳ مهرماه سال جاری از سوی پلیس امنیتی اخلاقی فاتب دستگیر و به “توهین به رهبری”، “فعالیت تبلیغی علیه نظام ” و “نگهداری گاز اشک آور” متهم شده است.
گفتنی است که دادگاه شعبه شش دادسرای اوین برای این فعال مدنی قرار وثیقه ۲۱۰میلیون تومانی صادر کرده است.
علیرضا آقاجانی دیگر فعال فیسبوکی محبوس در زندان اوین می‌باشد که به اتهام توهین به رهبری به دو سال حبس محکوم‌ گردیده است.
از تاریخ دستگیری وی تا زمان انتشار این خبر اطلاعی در دست نیست

عباس لسانی بازداشت شد



روز جاری، عباس لسانی پس از برگزاری دادگاه، بازداشت و به زندان مشکین‌شهر منتقل شد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، امروز دوشنبه ۱۷ آبان‌ماه، عباس لسانی، فعال مدنی که پیش تر برای رسیدگی به اتهامات به دادسرای عمومی وانقلاب اردبیل احضار شده بود، پس از حضور دادگاه و برگزاری جلسه، بازداشت و به زندان مشکین‌شهر انتقال داده شد.
از اتهامات وی تا کنون اطلاعی به دست نیامده است.
عباس لسانی، فعال مدنی که سابقه بازداشت و زندانی شدن‌های متعددی دارد، صبح روز چهارشنبه سی و یکم تیرماه ۱۳۹۴، هنگام مراجعه به محل کار از سوی نیروهای امنیتی بازداشت و به زندان اردبیل منتقل شد. وی در بیست و یکم آبان ماه ۱۳۹۴، بدون اطلاع قبلی، از زندان اردبیل به زندان شیراز منتقل شد و در شعبه اول دادگاه استان اردبیل در خردادماه، به یک سال حبس تعزیری محکوم گشت.
این فعال مدنی در روز چهارشنبه ۵ خردادماه پس پایان دوران محکومیت با تودیع وثیقه ۱۵ میلیون تومانی از زندان عادل آباد آزاد شد.

Sunday, November 6, 2016

ورود نهاد نظامی به امور امنیتی، علاوه بر تضادها، موجب فساد بزرگی در این نهاد نظامی است



چکیده :خاتمی، کاشفی، منصوری، شکوری‌راد، صفایی فراهانی، نعیمی‌پور و جلایی‌پور، نویسندگان نامه، با اشاره ورود سپاه به پرونده ها تصریح کرده اند: اجازه ورود یک نهاد نظامی به امور امنیتی سبب شده است تا علاوه بر دوگانگی و دوباره کاری و بروز تضادهای اطلاعاتی و امنیتی، فساد بزرگی متوجه این نهاد نظامی شود....

هفت فعال اصلاح‌طلب در آستانه دادگاه خود در نامه ای به نمایندگان مجلس با اشاره به مواردی از نقائص قانونی به آنان پیشنهاد کرده اند که جهت آگاهی بیشتر نسبت به این کاستی‌ها و سوءاستفاده‌ها، جلساتی با فعالان سیاسی درگیر در این قضایا و وکلای مبرز دادگستری و دست اندکاران قوه قضائیه و نهادهای امنیتی داشته باشند تا با اشراف کامل بتوانند به اصلاح قانون نظارت بر اجرای قانون دست یافته و گام موثری در احیای حقوق شهروندی و پیشگیری از تضییع بیشتر حقوق فعالان سیاسی بردارند.
به گزارش کلمه، نحوه احضار فعالان سیاسی توسط ضابطان قضایی، اختیارات ضابطان قضایی و نظارت جدی بر رعایت آنها، عدم تعریف جرم امنیتی آن چنان دست عوامل قضایی را باز گذاشته، نحوه برخورد بازجویان و بازپرسان با جهت‌گیری واضح سیاسی، امنیتی کردن پرونده‌ها، غیرعلنی کردن بدون ضرورت دادگاه‌ها، جلوگیری از قرائت پرونده توسط متهم، از مواردی است که به اعتقاد نویسندگان این نامه ناقض حقوق اساسی شهروندی است و هیچ معیاری برای آنها وجود ندارد و تنها اراده رئیس دادگاه یا بازپرس برای اعمال این محدودیت‌ها کافی است.
محمدرضا خاتمی، حسین کاشفی، آذر منصوری، علی شکوری‌راد، محسن صفایی فراهانی، محمد نعیمی‌پور و حمیدرضا جلایی‌پور، نویسندگان این نامه، همچنین با اشاره ورود سپاه به پرونده ها تصریح کرده اند: اجازه ورود یک نهاد نظامی به امور امنیتی سبب شده است تا علاوه بر دوگانگی و دوباره کاری و بروز تضادهای اطلاعاتی و امنیتی، فساد بزرگی متوجه این نهاد نظامی شود.
در بخش دیگری از این نامه با انتقاد از این که هیچ گونه مرزبندی بین انتقاد و براندازی، موضع‌گیری سیاسی و اقدام علیه امنیت ملی، وجود ندارد، آمده است: وقتی به اتهامات وارد شده بر ما بنگرید همه حاکی از انتقاد و نقد به روند سیاسی حاکم بر کشور و به دستگاه‌های مختلف بوده است. اما به راحتی در دستگاه قضا همه اینها به عنوان اقدام علیه امنیت ملی تلقی و به آن از این منظر رسیدگی می‌شود.
متن نامه این هفت فعال اصلاح طلب که فردا، دوشنبه جلسه دادگاهشان تشکیل خواهد شد، برای انتشار در اختیار کلمه قرار گرفته، که با هم می خوانیم:
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
“وَلتکُن مِنکُم اُمَّهً یدعونَ اِلَی الخَیرِ و یَامُرونَ بِالمَعروُفِ و یَنهَونَ عَن المُنکَرِ”
نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی
بی‌تردید قانون و عمل به قانون، از مهمترین عوامل تنظیم روابط، ایجاد نظم عمومی و انتظام‌بخشی در جوامع کنونی هستند که سبب می‌شود فارغ از سلیقه‌ها و تفکرات مختلف درون جامعه، آحاد ملت وفق حقوق قانونی به ایفای نقش پرداخته و نهادهای حکومتی نیز بتوانند نظام قانونی لازم برای فعالیت قانونی شهروندان را مستقر کنند و در یک چارچوب قانونی تعریف شده همگان مطمئن باشند عدالت هر چند به طور نسبی حاکم خواهد بود. از این منظر در نظام جمهوری اسلامی ایران، مجلس شورای اسلامی که به عنوان تنها نهاد قانونگذار به رسمیت شناخته شده است و البته در کنار نهادهای دیگر نقش نظارتی مهمی بر اجرای قوانین دارد؛ مسولیتی بس سنگین به عهده دارد.
آنچه در این مختصر عرضه می‌گردد، موارد محدودی از نقائص قانونی، ابهامات حقوقی و مهم‌تر از آن عدم رعایت موازین قانونی در دستگاه‌های امنیتی و قضایی کشور است که بخصوص در رابطه با آنچه تحت عنوان «اتهامات امنیتی» مصطلح شده است وجود دارد.
امید می‌رود این نامه، از یکسو سبب انگیزش صاحب‌نظران سیاسی، حقوقی و فعالان اجتماعی شود تا بیشتر به بررسی حقوق اساسی شهروندی پردازند و از سوی دیگر نمایندگان مجلس شورای اسلامی را بر آن دارد تا به تکالیف قانونی خود در وضع، اصلاح و تفسیر قوانین عادلانه و نظارت آگاهانه و جدی بر نحوه اجرای قوانین مصوب مجلس عمل کنند.
از این منظر به تشریح برخی موارد با بررسی مصداقی پرونده‌ی در حال بررسی اخیر به گوشه‌ای از این موارد می‌پردازیم. همچنانکه مستحضرید اخیراً ما درگیر پرونده‌ای در دستگاه قضایی شده‌ایم که موارد مشابه آن به خصوص در چند سال گذشته مکرر دیده شده است و نکته حائز اهمیت در آن، نحوه برخورد با فعالان سیاسی با انتساب عناوین مبهم تشویش اذهان عمومی، تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام است. در چند بخش نکات نیازمند تاُمل در نحوه برخورد با این فعالان و محروم ماندن آنها از حقوق اولیه خود بیان می‌شود:
۱- نحوه احضار فعالان سیاسی توسط ضابطان قضایی برای تحقیقات اولیه محل ایراد است. به صورتی که مدت‌های مدید ممکن است این افراد بدون هیچ تفهیم اتهامی از سوی بازپرس قانونی و طی مراحل مصرح در قانون در این دستگاه‌های متعدد امنیتی سرگردان باشند.
قانون در مورد معیارهای عمل ضابطان قضایی نکاتی را ذکر کرده است اما این موارد تقریباً در غالب دادسراهای رسیدگی کننده به اتهامات به اصطلاح امنیتی رعایت نمی‌شوند.
به نظر می‌رسد رفع ابهامات موجود، در مورد اختیارات ضابطان قضایی و نظارت جدی بر رعایت آنها الزامی است. نکته بعدی در همین مورد، انجام بازجویی‌ها و یا به اصطلاح تحقیقات در مکان‌های غیررسمی و غیرقانونی است.
۲- تعریف جرم امنیتی از یکسو دارای آنچنان ابهام و دارای آنچنان گستره و قابلیت توسیع در تفسیر غیرقابل تصوری است که می‌تواند از چپ نگاه کردن به یک مأمور نیروی انتظامی تا اقدامات مسلحانه را در برگیرد و از سوی دیگر واگذار کردن این تشخیص اتهام و جرم امنیتی به یک بازپرس یا یک قاضی سبب سوء‌استفاده زیادی شده است. وقتی محتویات این پرونده را ببینید همهُ اتهامات مبتنی بر مصاحبه‌ها، شرکت در مجالس (حتی مراسم ختم) و اظهارنظرهای سیاسی است. اما پرونده تحت عنوان «امنیتی» طبقه بندی می‌شود، که مستحضرید اطلاق این عنوان چه محدودیت‌هایی از نظر حق داشتن وکیل، حق برخورداری از دادگاه علنی و هیأت منصفه و نیز محاکمه در دادگاه‌های عمومی و نه انقلاب ایجاد می‌کند.
عدم تعریف جرم امنیتی آن چنان دست عوامل قضایی را باز گذاشته است که تقریبا همه فعالیت‌های قانونی فعالان سیاسی را نیز با این اتهام محاکمه می‌کنند. به عنوان نمونه می‌توانید مشاهده کنید که از زمان ابلاغ قانون جرم سیاسی حتی یک مورد از بازداشت فعالان سیاسی مشمول این قانون نشده است و تمامی موارد جزء اتهامات امنیتی قلمداد شده‌اند.
۳- نحوه برخورد بازجویان و بازپرسان اگرچه محترمانه است اما به وضوح دارای جهت‌گیری سیاسی است. از سوی دیگر بسیاری از فعالان سیاسی تا زمان برگزاری دادگاه از حق قانونی داشتن وکیل محروم هستند و این به خاطر قانونی است که صلاحیت وکلای محاکم انقلاب حتما باید به تأیید رئیس قوه قضائیه برسد. فارغ از مسائل تخصصی قانونی که در خصوص حضور وکیل در احقاق حق متهم اهمیت پیدا می‌کند، در بعضی از جلساتی که تنها متهم حضور دارد، برخوردهای آنی صورت می‌گیرد که قطعا مجرمانه است اما چون هیچ شاهدی وجود ندارد، اثبات آن در هیچ محکمه‌ای میسر نیست. بی‌تردید حضور وکیل سبب می‌شود عوامل دادسرا نسبت به رفتار خود احتیاط بیشتری داشته باشند و از رفتارهای فراقانونی پرهیز کنند.
۴- اجازه ورود یک نهاد نظامی به امور امنیتی سبب شده است تا علاوه بر دوگانگی و دوباره کاری و بروز تضادهای اطلاعاتی و امنیتی، فساد بزرگی متوجه این نهاد نظامی شود. این کار هر چند اینک شکل قانونی به خود گرفته است اما نبودن قانونی خاص یا ملزم کردن این نهاد به رعایت قوانین و مقررات جاری بر وزارت اطلاعات سبب شده است تا مشکلات فراوانی برای شهروندان به وجود آید که از جمله آنها عدم توجه به رعایت حقوق قانونی متهمان است.
۵- قانون جرم سیاسی هر چند گامی به پیش است اما آن چنان ناقص و ناکارآمد است که تقریباً بود و نبود آن تفاوتی عمده ایجاد نخواهد کرد. برای مثال ما که به اتهام عضویت در یک حزب محاکمه می‌شویم و مهمترین جرم ما قبول نداشتن حکم دادگاهی است که معلوم نیست کجا، کی و با حضور چه کسانی تشکیل شده است، ضمن آنکه هیچ حکمی نیز ابلاغ نشده است، نمی‌توانیم از این قانون کوچک‌ترین بهره‌ای ببریم در حالی که هر عقل سلیمی می‌پذیرد که اتهامات ما هر چه باشد امنیتی نیست و چون در قانون جرم سیاسی در تعاریف ذکر شده نمی‌گنجد، جرم سیاسی هم محسوب نمی‌شود!
۶- نکته حائز اهمیت دیگر اینکه هیچ گونه مرزبندی بین انتقاد و براندازی، موضع‌گیری سیاسی و اقدام علیه امنیت ملی، وجود ندارد. وقتی به اتهامات وارد شده بر ما بنگرید همه حاکی از انتقاد و نقد به روند سیاسی حاکم بر کشور و به دستگاه‌های مختلف بوده است. اما به راحتی در دستگاه قضا همه اینها به عنوان اقدام علیه امنیت ملی تلقی و به آن از این منظر رسیدگی می‌شود. از سوی دیگر نگاه کنید به موج تخریب‌ها علیه دولت تدبیر و امید و هتاکی‌های بسیار، اتهام‌زنی و افترا علیه شخصیت‌های حقیقی و حقوقی که نه تنها جرم تلقی نشده و از سوی دادستان یا نهادهای امنیتی- نظامی مورد تعقیب قرار نمی‌گیرد، بلکه گاه از تریبون‌های مختلف به عنوان دلسوزانی که امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند و البته گاهی هم تندروی‌هایی دارند که باید تذکر داد؛ مورد تقدیر نیز قرار می‌گیرند.
به نظر می رسد عدم تعریف شفاف جرائمی مانند اقدام علیه امنیت ملی یا تشویش اذهان عمومی و یا تبلیغ علیه نظام سبب شده است تا این مشکلات پیش آید.
۷- استقلال قاضی و دستگاه قضایی امری لازم و مبارک است اما امروزه استقلال قاضی به این معنا نباید تلقی شود که هر کاری خواست انجام دهد و هر تفسیر شخصی‌ای که داشت به نام استقلال در پرونده اعمال کند.
امنیتی کردن پرونده‌ها، غیرعلنی کردن بدون ضرورت دادگاه‌ها، جلوگیری از قرائت پرونده توسط متهم، حتی اجازه ندادن برای گرفتن وکیلی خاص توسط متهم، همه از مواردی است که ناقض حقوق اساسی شهروندی است و هیچ معیاری برای آنها وجود ندارد و تنها اراده رئیس دادگاه یا بازپرس برای اعمال این محدودیت‌ها کافی است. به نظر می‌رسد لازم است با ابهام‌زدایی، اصلاح، تفسیر به موقع قوانین، وضع قوانین جدید و لغو قوانینی که چنین اجازه‌ای بی‌حد و حصر و غیرقابل کنترل و خارج از نظارت به یک فرد می‌دهد، بر این مشکل غلبه کرد.
۸- حتی در دادگاه‌هایی که ضرورت غیرعلنی بودن آنها وجود دارد حضور افرادی که بتوانند ناظر بر روند دادرسی باشند لازم است. اگر به نحوه دادرسی در دادگاه‌های رسیدگی‌کننده به حوادث انتخابات سال ۸۸ مراجعه شود مستحضر می‌شوید که نبود هیچ نظارتی بر آنها چه تبعاتی به بار خواهد آورد. طبیعی است که این نظارت نمی‌تواند از خود قوه قضائیه باشد بلکه از معتمدان مردم در نهادهایی مانند مجلس شورای اسلامی، شورای شهر یا نهادهای مدنی دیگر می‌تواند بخشی از این نقائص را جبران کند.
۹- پیشنهاد می‌شود جهت آگاهی بیشتر نسبت به این نقائص و کاستی‌ها و ابهامات و سوءاستفاده‌ها، نمایندگان محترم به خصوص در کمیسیون‌های اصل نود، جلساتی با فعالان سیاسی درگیر در این قضایا و وکلای مبرز دادگستری از یک سو و دست اندکاران محترم قوه قضائیه، دادگاه‌های انقلاب و نهادهای امنیتی و اطلاعاتی از سوی دیگر داشته باشند تا با اشراف کامل بتوانند به حول و قوه الهی به اصلاح قانون نظارت بر اجرای قانون توفیق پیدا کنند و گام موثری در احیای حقوق شهروندی و پیشگیری از تصییع بیشتر حقوق فعالان سیاسی برداشته شود.
والعاقبه للمتقین
محمدرضا خاتمی- حسین کاشفی- آذر منصوری- علی شکوری‌راد- محسن صفایی فراهانی- محمد نعیمی‌پور- حمیدرضا جلایی‌پور
۱۵ آبانماه ۱۳۹۵

فرشاد مومنی: کارد به استخوان مردم رسیده است



کلمه – گروه خبر: فرشاد مومنی، استاد دانشگاه و اقتصاددان با اشاره به گزارش‌های رسمی که مرکز آمار و بانک مرکزی تاکنون منتشر کرده‌اند می گوید که طی ۱۰ سال اخیر، خانوارهای ایرانی صرفه‌جویی‌های خود را به مصرف مواد پروتئینی، لبنی، حتی میوه و مواد نشاسته‌ای مانند برنج و نان معطوف کرده‌اند. به گفته ی وی این بدین مفهوم است که برای بخش بزرگی از جمعیت در ایران کارد به استخوان رسیده است زیرا در شرایط عادی کسی این صرفه‌جویی‌ها را که به‌طور مستقیم به حیاتش مربوط می‌شود انجام نمی‌دهد. مگر اینکه چاره‌ای جز آن نداشته باشد.
فرشاد مومنی معتقد است: «مساله‌ای که برای کشور نجات بخش است افزایش فرصت‌های شغلی مولد در کنار افزایش توان رقابت اقتصادی ملی است که باید ریشه در ارتقای بنیه تولید ملی داشته باشد. بنابراین رئیس جمهور باید در سال پایانی مسئولیت خود به این امر توجه داشته باشد که مشاوران اقتصادی او گزارش و تحلیل واقع بینانه‌ای از وضعیت موجود در اقتصاد و معیشت مردم ندارند و مصالح او را در انتخابات آتی در نظر نمی‌گیرند».
اهم گفت وگوی فرشاد مومنی مشاور اقتصادی میرحسین موسوی با روزنامه «آرمان امروز» را با هم می خوانیم:
*ما با طیف بسیار متنوعی از مشکلات در کشور روبه‌رو هستیم که شاید مهم‌ترین آن بحران معنوی و اخلاقی است. امروز نتوانستیم تکلیف خود را به درستی با سازمان‌های بین‌المللی روشن کنیم. طی دوره‌ای نیز اگر سازمان‌های بین‌المللی نقص‌هایی را از حوزه‌های اقتصادی در ایران به تصویر کشیدند، گرایش قالب و مسلط این بوده که گفته شود این سازمان‌ها آلت دست صهیونیست‌ها و امپریالیست‌ها هستند، بنابراین باید تلاش‌ها بر این باشد که از مطالب آنها اعتبار زدایی نکنیم و ادعاهای آنها را حاوی اغراض و مقاصد ناسالم بدانیم. در همان زمان‌هایی که چنین رویکردی در کشور وجود داشت اگر همان سازمان‌های بین‌المللی نکته مثبتی درباره عملکرد ما مطرح می‌کردند مشاهده می‌شد که نسبت به سازمان‌های بین‌المللی موضع منفی گرفته می‌شد و همان مطالب را نیز در مقابل به این سازمان‌ها نسبت می‌دادند. اما جالب است این بار مسئولان به سخنان آنها استناد می‌کنند و سپس از این مضمون استفاده می‌شود و در بوق و کرنا می‌کنند که رشد اقتصادی ایران بیش از حد تصور مثبت بوده است.
*کار ما به کجا رسیده است که حتی سازمان‌های بین‌المللی نیز مجبور به اذعان رشد اقتصادی شدند! ما در این زمینه بلاتکلیف بوده و برخوردمان یک برخورد فرصت طلبانه و کاملا ابزاری است که چیزی از جایگاه سازمان‌های بین‌المللی کم نکرد اما منزلت ما را در جامعه جهانی به‌شدت مخدوش کرده است. ضمن اینکه در سطح عمومی و کنونی در جامعه، با بحران بی‌اعتمادی وسیع روبه‌رو هستیم که این بحران طبیعتا دامن سازمان‌های بین‌المللی را هم می‌گیرد. از سویی سازمان‌های بین‌المللی خود به‌طور مستقیم به خلق آمار و اطلاعات برای کشورهای خاص نمی‌پردازند بلکه از همان گزارش‌های رسمی دولت‌های عضو آن سازمان‌ها استفاده کرده و آن را با یک پردازش مختصر به قالب و مضمون مورد نظر یا مورد پذیرش آن سازمان در آورده و سپس منتشر می‌کنند. به نظر می‌رسد راه اصولی این است که برخورد فرصت طلبانه با همه مسائل و از جمله سازمان‌های بین‌المللی را کنار بگذاریم و علم و انصاف را جایگزین آن کنیم.
*رشد اقتصادی سال۹۵ یک رشد بی‌کیفیتی بوده است. بنابراین زمان آن فرا رسیده که اگر در مواردی که کاستی و نقصی در داده‌ها و تحلیل‌های سازمان‌های بین‌المللی وجود دارد به جای هتاکی و برچسب زنی به روش کارشناسی آنها، نقص‌ها را بر ملا کنیم چرا که در این صورت اعتماد از دست رفته جامعه را باز می‌گردانیم.
*اگر به گزارش‌های اخیر صندوق پول و بانک جهانی نگاه کنیم ملاحظه می‌شود آنها سخن تازه‌ای مطرح نکرده‌اند. تقریبا همه سازمان‌های رسمی داخلی پیش از این، چنین مساله‌ای را پیش بینی کردند که رشد اقتصادی ایران در سال ۱۳۹۵ مثبت خواهد شد و برآوردها نیز چیزی میان ۵/۴ تا ۹/۶ درصد بوده است؛ این دو سازمان چیزی فراتر از آنچه ما خود قبلا اعلام کرده‌ایم، مطرح نکردند. اما آنچه جامعه ایران به‌شدت بدان نیازمند است و ضروری است رسانه‌ها و دولت نیز در این راستا همکاری کنند، این است که باید واقع‌بینی، سیاست و انصاف جایگزین سیاست زدگی، دستکاری آمار، اطلاعات و بازی‌های فرصت‌طلبانه شود.
*رشد بی‌کیفیت بنا بر تعریف رشد مبتنی بر خام فروشی، دلالی، سوداگری و ترویج تجارت پول است. در حالی که مساله‌ای که برای کشور نجات‌بخش است افزایش فرصت‌های شغلی مولد در کنار افزایش توان رقابت اقتصادی ملی است که ریشه در ارتقای بنیه تولید ملی دارد. سازمان‌های مستقل‌تر مانند مرکز پروهش‌های مجلس، گزارش اخیر مشاور اقتصادی رئیس جمهور را در اتاق بازرگانی تهران مورد بررسی قرار دهند.
*بله، همین طور است. در این شرایط بسیار پیچیده که تولیدکنندگان ایران در شرایط بحرانی روزگار می‌گذرانند همچنان مشاوران اقتصادی دولت به صراحت می‌گویند که نباید به تولیدکنندگان اعتنایی کرد، در حالی‌که بقا و امنیت ملی کشور، کیفیت زندگی مردم و توان رقابت اقتصاد ملی تابعی از وضعیت تولیدکنندگان است. به همین علت باید به صراحت گفت که مشکل کار، گزارش‌های غلط مشاوران اقتصادی به روحانی است.
بله، افزایش نرخ ارز، فاجعه ضعف بنیه تولیدی را در ایران تشدید خواهد کرد و سیستم را در خلق فرصت‌های شغلی مولد ناتوان می‌کند. بخش بزرگی از مایحتاج مردم از طریق منابع ارزی تامین می‌شود و این وضعیت به مفهوم فشارهای بیشتر به معیشت مردم است.
*از رئیس جمهور، سران سه قوه و سایر دستگاه‌های نظارتی تقاضا می‌شود که از مشاور اقتصادی رئیس جمهور بخواهند در درجه نخست متن کامل آن تحقیق را برای مقامات مسئول بفرستند و اگر صلاح دانسته شد که متن تحقیق را برای تجار اتاق تهران عرضه کردند، برای دانشگاهی‌ها هم ارسال شود تا به اندازه اهمیت قابل درک در این گزارش به آن واکنش نشان داده شود و با بهره‌گیری از خرد جمعی راه ‌حل‌های راه‌گشا در دستور کار قرار گیرد. در گزارش مشاور رئیس جمهور به طرزغیر نامتعارفی نسبت به مصالح تولیدکنندگان بی‌توجهی شده و باز حتی در تدوین وضعیت معیشت مردم هم این صلاح‌انگاری نابخشودنی مشاهده می‌شود.
*در گزارش‌های رسمی که مرکز آمار و بانک مرکزی تاکنون منتشر کرده‌اند مشخص شده که طی ۱۰ سال اخیر، خانوارهای ایرانی صرفه‌جویی‌های خود را به مصرف مواد پروتئینی، لبنی، حتی میوه و مواد نشاسته‌ای مانند برنج و نان معطوف کرده‌اند؛ این بدین مفهوم است که برای بخش بزرگی از جمعیت در ایران کارد به استخوان رسیده است زیرا در شرایط عادی کسی این صرفه‌جویی‌ها را که به‌طور مستقیم به حیاتش مربوط می‌شود انجام نمی‌دهد. مگر اینکه چاره‌ای جز آن نداشته باشد.
*خانم پروین که یکی از متخصصان مطالعات فقر و نابرابری در ایران است بارها درباره دستاوردهای دولت احمدی نژاد یعنی فروپاشی طبقه متوسط درآمدی در ایران و طبقات فرو دست و زیر خط فقر که نزدیک به ۱۰سال کاهش پیدا کرده، هشدارهایی داده است اما متاسفانه مشاوران رئیس‌جمهور این مسائل را به روحانی گزارش نمی‌دهند، بنابراین افزایش نسبتا کوچک جهت تقاضا برای خودرو نیز یک حرکت طبیعی ناشی از بهبود وضعیت زندگی خانوارها نبود.
*حتما روحانی و مدیران اقتصادی او به خاطر دارند که این افزایش دوپینگی تقاضا بخشی از بسته دوم شکست خورده و ارائه شده از این دولت بود. بنابراین از یک سو با یک جهت گیری غلط و از سویی در حالی‌که مردم در تامین نیازهای اساسی خود بحران دارند، بخش مهمی از منابع کشور را صرف منافع دلال‌های خودرو کردند و از طریق تحول کوچکی که در این بخش رخ داده است، دولت استنتاج می‌کند که وضع عمومی مردم بهبود یافته است!

گلرخ ابراهیمی از شیوه‌ نامتعارف بازداشت خود سخن گفت/ در سیزدهمین روز اعتصاب غذا، وضعیت آرش صادقی در مرحله هشدار قرار گرفت



گلرخ ابراهیمی ایریایی همسر آرش صادقی طی ملاقاتی با مادر خود در زندان اوین، شرحی از شیوه‌ی بازداشت و نوع برخورد مأموران با خود را برای وی بازگو کرد.
به گزارش خبرنگار «سحام»، گلرخ ابراهیمی ایریایی در این‌باره گفته است: «وقتی که داشتند در را می‌شکستند، از جایی که ما در خانه مستاجر بودیم و نمی‌خواستم صدمه‌ای به منزل وارد شود و می‌دانستم که بالاخره وارد می‌شوند، محبور شدم درب منزل را باز کنم، همین که درب را باز کردم بدون هیچ حکمی و با نشان دادن کارتی وارد منزل شدن هر چه گفتم شما چه کسی هستید و از کجا می‌آیید؟ کارت شناسایی یا حکم نشان دهید توجه نکردند و به من دستبند و چشم‌بند زدند و گفتند به زندان اوین انتقالت می‌دهیم.»
وی ادامه داد: به مأمورین که لباس شخصی بودند گفتم حداقل بگذارید داروهایم را بردارم، آنها گفتند که دارو به چه دردت می‌خورد؟ تو دیگر به دارو نیازی نداری، عمری برایت باقی نمانده! همان‌جا می‌مانی تا بمیری! مرا جلوی همسایه‌ها با چشم‌بند و دست‌بند به پایین بردند و سوار ماشین کردند، ماشین حرکت کرد و احساس کردم به سوی اوین می‌رویم. وارد که شدیم گفتند چشم‌بندت را بردار، دیدم در اوین هستیم. مرا به اجرای احکام دادسرای اوین بردند آن‌جا گفتم که چه بدرفتاری با من شد و گفتم من وسایلم و داروهای آسم را با خود نیاورده‌ام. بعد از کلی کلنجار قبول کردند همراه با سه نفر مامور اجرای احکام به خانه برگردم و وسایل و داروهایم را بردارم و دوباره به اوین برگشتیم.»
مادر گلرخ ابراهیمی ایریایی در این‌باره به خبرنگار «سحام» گفته است: گلرخ خیلی نگران اعتصاب آرش بود و می‌گفت آرش دارو مصرف می‌کند و کتفش زیر شکنجه اطلاعات سپاه آسیب دیده است!
وی افزود: گلرخ خیلی بی‌تابی آرش را می‌کرد و می‌گفت به آقای حاجیلو (دادیار زندان اوین) می‌گویم بگذارید آرش را ببینم و از او بخواهم اعتصابش را بشکند، آرش حال خوبی ندارد! آقای حاجیلو می‌گوید: «تا وقتی که آرش در اعتصاب است، ملاقات شما ممنوع است.»
مادر گلرخ ابراهیمی ایریایی در پایان می‌گوید: «من حال خوبی ندارم و چند روز پیش جراحی کرده‌ام و در نوبت جراحی کمرم هستم، نمی‌دانم که می‌توانم باز هم به ملاقات گلرخ بروم یا نه.
به گزارش «سحام»، گلرخ ابراهیمی ایریایی روز دوشنیه سوم آبان‌ماه ۹۵ در پی یورش مأموران قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران به منزل خود، برای اجرای حکم شش سال زندان، بازداشت شده است.
همزمان با بازداشت او، همسرش «آرش صادقی» دانشجوی سابق دانشگاه علامه طباطبایی و زندانی سیاسی محبوس در بند هشت زندان اوین در اعتراض به بازداشت همسرش «گلرخ ایرایی» دست به اعتصاب غذا زده است.
در سیزدهمین روز از اعتصاب غذای آرش صادقی، وی به دلیل «افت شدید فشار»، «کاهش وزن» و «عدم مصرف دارو» در وضعیت هشدار دهنده‌ای قرار گرفته است.
وی طی روز‌های گذشته از سوی مسئولان زندان اوین تهدید شده «تا زمانی در اعتصاب به سر می‌برد، از امکان ملاقات با همسرش محروم است.»

Saturday, November 5, 2016

مادر علی شریعتی: پسرم به دلیل اعتراض به اسیدپاشی‌ها، به پنج سال زندان محکوم شده



پیام رهجو: علی شریعتی روز دوشنبه هفته‌ای که گذشت برای کارهای اداری به شهرداری پردیس رفته بود که با هماهنگی کارمندان شهرداری توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شد. او که برای تحمل ادامه حبس برای شرکت در تجمع محکومیت اسیدپاشی در مقابل مجلس به زندان منتقل شده، از همان لحظه بازداشت دست به اعتصاب غذا زده است.
مادر علی شریعتی در گفت‌وگو با خبرنگار کلمه با ابراز نگرانی از وضعیت جسمی پسرش می‌گوید که علی شریعتی روز گذشته و پس از بدحالی‌های ناشی از اعتصاب غذا به بهداری منتقل شده است. به گفته وی علی شریعتی اعلام کرده که تا برداشتن اتهام واهی اقدام علیه امنیت ملی که به دلیل اعتراض به اسیدپاشی‌ها به وی زده شده به اعتصاب خود ادامه خواهد داد.
شایسته‌‌السادات شهیدی، در توضیح نحوه بازداشت پسرش می‌گوید: علی روز دوشنبه ساعت ۹ صبح برای کاری به شهرداری پردیس رفت. آنجا دو آقا با لباس شخصی سراغ وی می‌روند و می‌گویند با ما بیایید. علی از آنها می‌پرسد که چه کسانی هستند و برای چه کاری باید با آنها بروند که آنها هم حکم جلب علی را بهش نشان می‌دهند. علی درخواست می‌کند که اجازه دهند ماشینی که دستش بوده را به کسی تحویل دهد که آنها نمی‌پذیرند و ماشین را به پارکینگ منتقل کرده و خودش را می‌برند. ما از او بی‌خبر بودیم تا بعد از ظهر که من با آقای حاجیلو تماس گرفتم و پرسیدم آیا علی بازداشت شده؟ گفتند خیر. من به آنها گفتم که نگرانم و بی‌خبر. حوالی ساعت ۶ یکی از بچه‌ها از زندان تماس گرفت که علی را بیرون از بند در محوطه زندان دیده‌اند. خود علی هم ساعت ۷ و نیم با من تماس گرفت و اطلاع داد که بازداشت شده است.
علی شریعتی هنگام بازداشت اعلام کرده به دلیل اینکه محکومیت اسیدپاشی و هر جنایت دیگر نه تنها خطری برای امنیت کشور نیست بلکه اعتراض به عدم امنیت نیمی از جامعه توسط تندروهاست، حکم صادره و اتهام امنیتی انتسابی مصداق قانونی نداشته و در اعتراض به این اتهام و محکومیت بی اساس دست به اعتصاب غذا زده و تا برداشته شدن این اتهام از پرونده خود و سایر پرونده های مشابه اعتصاب خود را ادامه خواهد داد.
او در ادامه می‌افزاید: علی در تماسی که با من داشت خبر داد که از همان لحظه بازداشت دست به اعتصاب غذای تر زده و امروز خبر داد که از فردا قند را هم قطع خواهد کرد و فقط آب و چای می‌خورد.
خانم شهیدی همچنین از عدم همکاری‌ها با خانواده‌ها گلایه‌مند و می‌گوید: تمام مدارک من دست علی بود و روز ملاقات که چهارشنبه بود با سختی توانستم مدارکم را بگیرم اما به خاطر تاخیر و معطلی از ملاقات با پسرم محروم شدم. در همین حال از تحویل دادن سوییچ و قبض پارکینگ خودداری کردند. از اوین من را به دادسرا در گلوبندک حواله دادند و با اینکه با زحمت خودم را به آنجا رساندم باز هم به دلیل سنگ‌اندازی‌ها، موفق نشدیم ماشین را تحویل بگیریم.
به گفته‌ی وی خواسته علی شریعتی برای پایان اعتصاب آن است که حکم صادر شده برای اسیدپاشی برداشته شود. شهیدی می‌گوید: علی خودش از حامیان دولت است و مرتب تاکید می‌کند که هیچ اقدامی علیه دولت انجام نداده و به همین دلیل این حکم را نادرست می‌داند و اعتصاب اعتراضی‌اش برای برداشتن این اتهام از وی است.
حکم علی شریعتی به گفته‌ی مادرش در دادگاه تجدید نظر به ۵ سال حبس تعزیری کاهش یافته است. خانم شهیدی می‌افزاید: یک سال و سه ماه از حکمش را گذرانده که به دلیل فوت پدربزرگ به مرخصی آمد. زمانی که در مرخصی بود اعاده دادرسی دادیم که این درخواست هم توسط شعبه ۳۳ دیوان عالی کشور رد شد.
او در ادامه می‌گوید: علی از زمانی که دست به اعتصاب غذا زده طبیعتا دچار ضعف جسمی است. دیروز به بهداری منتقل شده، تپش قلب داشته و دست و پای چپش بی‌حس شده. امروز که تماس گرفت، گفت همچنان همان حالت‌ها را دارد و من نگران وضعیت او هستم.
شایسته‌‌السادات شهیدی با تاکید بر اینکه حکمی که برای اسیدپاشی به وی دادند هیچ مصداق قانونی ندارد، می‌گوید: بچه‌ی من به اسیدپاشی، در مقابل مجلس اعتراض کرده، این یک حرکت مدنی و قانونی است که مرتب هم توسط افراد مختلف در جامعه انجام می‌شود و معترضان، صدای خودشان را به این شکل به گوش مسئولان می‌رسانند. ۵ سال برای این اعتراض که به خاطر امنیت ملی هم انجام شده منصفانه و عادلانه نیست.
او در ادامه می‌افزاید: علی تازه عقد کرده است. من نمی‌دانم جواب خانواده خانم علی را چه بدهم. علی و عروسم قبل از بازداشت خود در زمستان ۹۳ نامزد کرده بودند اما قبل از آنکه بتوانند عقد رسمی و محضری بکنند علی بازداشت شد. آنها در همین دوران مرخصی توانستند عقد کنند.
علی شریعتی پیش از این یک بار در خرداد ۹۴ در بند ۲۰۹ و یک بار نیز در آبان ماه سال گذشته همراه با مجید آذرپی دیگر عضو ستاد حسن روحانی در انتخابات ۹۲ دست به اعتصاب غذا زده بود که به درخواست سیدمحمد خاتمی رییس جمهور اسبق جمهوری اسلامی ایران و جمعی از فعالین اعتصاب خود را شکست.
این فعال سبز در ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ نیز بازداشت شده بود. او در دادگاه بدوی به دو سال حبس محکوم شد که در مرحله تجدید نظر به یک سال کاهش یافت. شریعتی همچنین در نیمه شعبان سال گذشته نیز برای مدت یک هفته بازداشت شد. آخرین بازداشت وی مربوط به ۲۹ بهمن سال ۹۳ است


نایب رییس مجلس شورای اسلامی فدا کردن عدالت و آزادی به پای مصلحت را از مشکلات کشور دانسته است. مطهری روز دوشنبه پس از سخنرانی در دانشگاه سمنان در برابر پرسش‌های دانشجویان درباره‌ی مسائلی چون ادامه حصر رهبران جنبش سبز، اجرای احکامی چون شلاق کارگران معدن آق‌دره، شانزده سال حبس برای نرگس محمدی نائب رییس کانون مدافعان حقوق بشر و همچنین ممنوع‌التصویری سیدمحمد خاتمی رییس جمهور اسبق قرار گرفت.
اردشیر امیرارجمند، مشاور ارشد میرحسین موسوی در گفت‌وگو با رادیو فردا درباره این که آیا علی مطهری به عنوان نایب رییس می‌تواند در برابر این مسائل و مشکلات کاری انجام دهد یا خیر می‌گوید: به هر حال مجلس وظایف خاص خودش را دارد؛ یک وظیفه قانون گذاری است، یک وظیفه نظارت است و یک وظیفه هم تریبونی است برای بیان خاص و اراده مردم و حداقل مورد آخر از جانب نمایندگان مجلس قابل استفاده است و باید از امثال آقای مطهری تشکر کرد که حق مطلب را ادا می کنند و وظیفه نمایندگی خودشان را دهند.
وی در ادامه با اشاره به جایگاه نظارتی نمایندگان مجلس افزود: نمایندگان از این موضع قطعا می‌توانند در تعامل با قوای دیگر کارهایی انجام دهند. همچنین فشار بر گروهی از سازمان‌های حکومتی که نقض قانون می‌کنند تا مسائل پیشرفت کند.
خیلی راحت است که به نام مصلحت، ظلم و بی‌عدالتی را توجیه کنیم
امیر ارجمند معتقد است حرف آقای مطهری حرف بسیار درستی است، او می‌گوید: خیلی راحت است که به نام مصلحت، ظلم و بی‌عدالتی را توجیه کنیم. در دنیای مدرن مصلحت از طریق عقل جمعی و طی فرایندهای دموکراتیک و معمولا هم در قالب‌های قانونی تبیین و مشخص می‌شود تا همه قانع شوند که یک فرد یا یک گروه منافع خودشان را به عنوان مصلحت توجیه نمی‌کنند.
او در ادامه ابراز تاسف می‌کند: حدود ۳۰ سال است ما شاهدیم که کشور در یک وضعیت ابتدایی اداره می‌شود و نقض قانون آزادی و کرامت شهروندان همیشه تحت عنوان مصلحت نظام توجیه می‌شود.
افراد را در تعارض با قانون، زندان و حبس و حصر می‌کنند
مشاور میرحسین موسوی در پاسخ به این سوال که آیا صرفا منظور مطهری مسائلی است که دانشجویان مطرح کردند یا یک نگاه فراگیر به مسائل دارد؟ می‌گوید: به نظر من یک مسئله فراگیر و اساسی و بنیادین است. گفتند کسی پاسخگو نیست که این مصلحت نظام چیست که باید همراه به قیمت حقوق و آزادی‌های شهروندان تامین شود؟ آیا اسم اسلام کافی است؟ یا باطن امور هم مهم است؟ فساد ساختاری نه تنها بنیادهای نظام را جویده بلکه کل جامعه را در خطر قرار داده اما باز هم گفته می‌شود که برای حفظ و مصلحت نظام باید حقایق را کتمان کنیم یا عملا این کار را انجام می‌دهند. افراد را در تعارض با قانون، زندان و حبس و حصر می‌کنند و مطبوعات را که وسیله‌ای هستند برای شفاف‌سازی و مانع فساد، محدود می کنند. به نام مصلحت، قانون را ابزار خشونت می‌کنند. کاری که شورای نگهبان می‌کند؛ یعنی نظارت ظالمانه و دیکتاتورمآبانه را تحت عنوان قانون توجیه می‌کنند. یا با عنوان مصلحت نظام، مانع انتشار آمار آسیب‌های اجتماعی می‌شوند.
مصلحت باید توسط عقل جمعی تعیین شود نه یک گروه خاص
امیر ارجمند در همین بازه ادامه می‌دهد: تحت عنوان مصلحت نظام و جلوگیری از آسیب به نظام، مانع انتشار تخلفات اساسی اقتصادی قانونی و اخلاقی افراد می‌شوند. خلاصه آقای مطهری یک مسئله بنیادین را مطرح کرده است و در واقع منظور وی تنها این چند مورد ذکر شده نیست بلکه مسئله اساسی‌تر و مهمتر است.
به گفته‌ی وی در یک کشور مصلحت باید توسط عقل جمعی تعیین شود نه یک گروه خاص.
سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید همچنین در پاسخ به سوالی مبنی بر تاثیرگذاری سخنان علی مطهری معتقد است: این سخنان قطعا تاثیرات خودش را در هر کسی که بخواهد از حداقل عقلگرایی در رفتار اجتماعی و اصول اخلاقی برخوردار باشد دارد. چنین فردی صحبت‌های آقای مطهری را می‌پسندد و ارتباطی هم ندارد که اصلاح طلب باشد یا اصولگرا.
امکان سیاست‌ورزی سالم و اخلاقی را از بین رفته است
امیرارجمند در پایان متذکر می‌شود: در بین اصولگراها افراد زیادی هستند که به این مسائل اعتقاد دارند و می‌دانند که مشکلات اساسی وجود دارد و همان اندازه که اصلاح‌طلب‌ها از این مشکلات در رنجند آنها هم رنج می‌برند. در بین اصولگراها هم افرادی هستند که می‌خواهند بر اساس موازین اخلاقی مبارزه سیاسی کنند و ایده‌های خود را پیش ببرند که این مسائل مانع سیاست‌ورزی صحیح از جانب آنها هم می‌شود. نگرش به امر سیاسی در حال حاضر به گونه‌ای شده که امکان سیاست‌ورزی سالم و اخلاقی را از بین می‌برد و این آسیب متوجه همه است