Friday, October 7, 2016

آمران حمله به علی مطهری «همگی نظامی هستند»


با نظر دیوانعالی کشور در تعیین دادگاه صالح به رسیدگی، پرونده شیراز وارد آخرین مراحل بررسی می‌شود.
پرونده‌ای که با شکایت علی مطهری پس از استقبال پر حادثه از او در شیراز باز شد و در بخش اول به صدور حکم برای «عاملان» انجامید، در ادامه ماجرا، مسیر دیگری را برای رسیدگی پیمود.
مسیری که این‌بار نوبت را به «آمران» می‌داد تا به دلیل اتفاقی که خود دستور آن را صادر کرده بودند راهی دادگاه شوند، در میانه راه با اختلاف نظر «دادسرای نظامی» و «دادسرای عمومی و انقلاب»، روبه‌رو شد تا پای دیوان عالی کشور نیز به این پرونده باز شود.
اگرچه شکایت از آمران حمله به علی مطهری از بهمن‌ماه سال گذشته در دادسرای نظامی شیراز مطرح شد، اما پس از گذشت چند ماه از رسیدگی به آن، به استناد ماده ٣١١ قانون آیین دادرسی کیفری اعلام شد که دادسرای نظامی صلاحیت رسیدگی به این دعوی را ندارد.
در‌‌ همان زمان تنها دلیلی هم که برای این قرار اعلام می‌شد، این بود که اگرچه همه متهمان، «نظامی» هستند اما به این دلیل که قبل از این نسبت به اتهامات ضاربین که آنان نیز نظامی بودند، در دادگاه عمومی رسیدگی و منجر به صدور حکم شده بود، پس اتهامات آمران نیز در‌‌ همان دادگاه باید رسیدگی شود.
با ارجاع پرونده به دادسرای عمومی و انقلاب، نظر آن مرجع نیز همچون دادسرای نظامی بود. بازپرس دادسرای عمومی به دلیل آنکه جرایم ارتکابی در حوزه وظایف خاص نظامیان بوده، این مرجع را شایسته صلاحیت رسیدگی ندانسته، تا پرونده برای تعیین تکلیف راهی دیوان عالی کشور شود.
اکنون با گذشت دو ماه از ارسال این پرونده به دیوان عالی کشور، وکیل علی مطهری از اعلام نظر دیوانعالی کشور مبنی بر صلاحیت دادسرای نظامی شیراز برای بررسی به پرونده شکایت از آمران خبر می‌دهد.
مصطفی ترک همدانی دیروز در گفت‌وگویی، با اعلام خبر نظر نهایی دیوان‌عالی کشور عنوان کرد: نظر قضات این دیوان به صالح دانستن دادسرای نظامی شیراز در رسیدگی به پرونده حمله به علی مطهری، نماینده مردم تهران است.
وکیل علی مطهری در توضیح اختلافاتی که بر سر این پرونده شکل گرفت تا به دیوان‌عالی کشور شود، اظهار کرد: مته‌مان این پرونده، جملگی نظامی بودند و نظر ما هم بر این بود که باید در دادسرای نظامی شیراز رسیدگی شود اما این مرجع خود را صالح به رسیدگی ندانست.
وی در ادامه افزود: این دادسرا با این استدلال که بخش اول پرونده در دادسرای عمومی و انقلاب رسیدگی شده است، بنابراین بخش دیگر آن نیز باید در‌‌ همان دادگاه رسیدگی شود. ترک همدانی تاکید کرد: اکنون دیوان عالی کشور پذیرفته و نظر بر این داده که دادسرای نظامی شیراز صالح به رسیدگی است.
تعداد آمرین بیش از پنج نفر است
ترک همدانی در ادامه با بیان اینکه تلاش ما بر این بوده که دادسرای نظامی پس از شناسایی متهمان و آمرین به پرونده رسیدگی کند، اظهار کرد: آمرین از نظر ما مشخص هستند و تعداد آنان نیز بیش از ۵ نفر است.
وکیل علی مطهری در ادامه به هدف اصلی موکل خود در به نتیجه رسیدن این پرونده اشاره کرد و گفت: شخص علی مطهری بار‌ها اعلام کرده است که با پیگیری این پرونده قصد نداریم دستگاه نظامی کشور و به ویژه استان فارس و شهر شیراز را زیر سوال ببریم و تاکید داشته که این اتفاق ارتباطی با تضعیف قدرت نظامی ندارد.
دلیل اصلی علی مطهری از رسیدگی به این پرونده این است که در این ماجرا افراد خاطی به‌طور خودسرانه تصمیم به انجام کارهایی کرده و دستوراتی را صادر کردند که برای ریشه کن کردن آن نیاز است، پیگیری‌های لازم انجام شود تا از اقدامات مشابه جلوگیری کنیم.

ممانعت از تهیه دارو برای آیت الله نکونام و بازگرداندن وی به بیمارستان


آیت‌الله محمدرضا نکونام، مرجع تقلید زندانی که در تاریخ پنجم مهرماه برای هفتمین بار طی ماه اخیر از بیمارستان به زندان مننتقل شده، در بهداری زندان ساحلی قم بستری است و دادگاه ویژه‌ی روحانیت از انتقال وی به بیمارستان و تهیه‌ی داروهای این مرجع تقلید بیمار جلوگیری می‌کند.
به گزارش خبرنگار «سحام»، مأموران دادگاه ویژه‌ی روحانیت با هدف فشار به آیت‌الله نکونام و شکستن روحیه‌ی این مرجع تقلید زندانی از تهیه‌ی دارو برای وی در زندان جلوگیری می‌کنند. این اقدام دادگاه ویژه‌ی روحانیت، موجب خشم شمار زیادی از مقلدان، اساتید و طلاب علوم دینی گردیده است.
با عدم تهیه‌ی داروهای تجویز شده خاص پزشکان برای این مرجع تقلید، حال عمومی وی به وخامت بیشتر خواهد گرایید و این امر موجب خواهد شد خیل زیادی از دوستداران و شاگردان وی، که اغلب از طلاب علوم دینی هستند، واکنش قهرآمیزی نسبت به این موضوع نشان دهند.
چندی پیش، پزشکی قانونی شهر قم، رأی بر عدم توانایی تحمل زندان برای این مرجع تقلید زندانی صادر کرد.
آیت‌الله نکونام که ۷۰ سال سن دارد، بر اساس قانون می‌تواند از آزادی مشروط استفاده کند. وی هم‌چنین بیش از یک‌سوم محکومیت فرمایشی خود را گذرانده و باید بر اساس قانون از «آزادی مشروط» استفاده کند٬ اما به خاطر آن‌چه که دادگاه ویژه روحانیت آن را «مسائلی چند» می‌نامد٬ با آزادی مشروط او مخالفت شده است!
شاگردان آیت‌الله نکونام و طلاب علوم دینی معتقدند بازداشت این مرجع تقلید مستقل، علاوه بر آن که هیچ منفعتی برای مافیای حوزه‌های علمیه و نظام در پی نخواهد داشت٬ نارضایتی بیش از پیش مؤمنین و هم‌چنین ریزش بیشتر نیروی انقلابی را در پی داشته و خواهد داشت.
دادگاه ویژه روحانیت با هدف فشار بر آیت‌الله «محمدرضا نکونام» سعی دارد وی را از مواضع خویش منصرف گرداند؛ مواضعی که برای دلسوزی حوزه های علمیه و پیشرفت مردم اتخاذ شده است. اما دادگاه ویژه‌ی روحانیت معتقد است آیت‌الله نکونام باید از محیط علمی حوزه‌های علمیه دور باشد و نوعی بازنشستگی را به خود تحمیل کند.
دادگاه ویژه روحانیت، در حالی بستری شدن آیت‌الله نکونام در بهداری زندان قم را کتمان می‌کند که از تاریخ دهم مهرماه، تهیه دارو را نیز برای وی قطع کرده‌ است.
آیت‌الله نکونام مدت دو سال است که به طور متناوب در زندان‌های اوین و قم زندانی است. وی با خصومت آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی، بیت رهبری و دادگاه ویژه روحانیت به زندان افتاده است

واکنش خبرگزاری های بین المللی نسبت به زندانی شدن قریب الوقوع گلرخ ابراهیمی

در پی درج خبر احضار و بازداشت قریب‌الوقوع «گلرخ ابراهیمی ایریایی» فعال مدنی و همسر «آرش صادقی»، دانشجوی اخراجی زندانی، در «سحام»، رسانه‌های معتبر جهان نسبت به این خبر واکنش نشان دادند.
«سحام»، در خبر روز چهارشنبه ۱۴ مهر خود گزارش کرده بود که «مأموران امنیتی طی تماس با تلفنی ناشناس از گلرخ ابراهیمی ایریایی خواستند روز چهارشنبه خود را برای اجرای حکم به دادسرای مقدس زندان اوین معرفی کند.»
پس از انتشار این خبر، خبرگزاری‌های گاردین و ایندیپندنت، ضمن اشاره به محکومیت گلرخ ایریایی به شش سال حبس، درباره قریب الوقع بودن اجرای حکم این فعال حقوق بشر هشدار دادند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، بر اساس خبر انتشار یافته در این دو روزنامه انگلیسی، نوشتن داستانی درباره سنگسار که هنوز منتشر هم نشده، مصداقی جهت صدور حکم شش سال زندان برای گلرخ ایرایی گشته است.
عفو بین الملل نیز در روز پنج‌شنبه با انتشار بیانیه‌ای نسبت به حکم گلرخ ایریایی اعتراض کرده است.
بر اساس این گزارش، فیلیپ لوتر، پژوهشگر و مسئول بخش خاورمیانه و شمال آفریقای سازمان عفو بین‌الملل درباره اتهام و حکم صادرشده برای گلرخ ابراهیمی ایریایی گفته است: «گلرخ ابراهیمی قرار است برای نوشتن یک داستان که حتی منتشر نشده است چندین سال زندانی شود. این مجازاتی علیه خلاقیت و آزادی بیان است.»
این مقام مسئول سازمان عفو بین‌الملل از مقام‌های قضایی در ایران خواسته است که به جای زندانی کردن یک زن جوان که با فعالیت صلح‌آمیز حقوق بشری مخالفت خود با حکم سنگسار را ابراز می‌کند، فعالیت او را به رسمیت بشناسند.
گلرخ ایریایی، متولد ۱۳۵۹ در تاریخ ۱۵ شهریورماه به همراه آرش صادقی، همسرش بازداشت و به دو اتهام توهین به مقدسات و تبلیغ علیه نظام محکوم‌به شش سال حبس شده است. طبق گفته آرش صادقی، در روز دادگاه گلرخ ایریایی در بیمارستان بستری بوده و مدارک پزشکی او را وکیلش خانم زهرا مینویی به دادگاه تحویل می‌دهد اما قاضی صلواتی بدون توجه به عدم حضور او و شنیدن دفاعیاتش حکم شش سال حبس را برای او غیابی صادر کرد و دادگاه تجدیدنظر هم این حکم را عیناً تائید کرد.
پیش‌تر خانم ایریایی خواستار بازبینی حکم خود و همسرش شده بود، در خصوص اتهامات خود که مبنای صدور شش سال حکم زندان بوده است گفت:‌ «وقتی برای تفتیش به خانه ما رفتند یکسری سررسید حاوی دست‌نوشته‌های من بود که از خانه ما بردند. یکسری داستان و شعر بود که هیچ کجا انتشار نداده بودم نه در فضای مجازی و نه در هیچ محفلی خوانده‌نشده بود. برمبنای این دست‌نوشته‌ها و همچنین یکسری از پست‌های فیس‌بوکی‌ام که در حمایت از شاهین نجفی بوده به من اتهام توهین به مقدسات زدند و ۵ سال حکم دادند. یک سال هم بابت تبلیغ علیه نظام که به ارتباط با خانواده‌های کشته‌شدگان و خانواده‌های زندانیان استناد کردند. حتی تماس‌های تلفنی هم برایشان خیلی مهم بود. یکسری عکس و ویدئو از خودم داشتم از تجمعات ۸۸ که هیچ کجا منتشرنشده بود و من حتی در فیس‌بوک خودم هم نگذاشته بودم اما استناد کردند به مجموع این‌ها و به من اتهام تبلیغ علیه نظام و حکم یک سال دادند. در دادگاه تجدیدنظر، آقای رئیسیان، وکیل ما از سایت رسمی آقای خامنه‌ای استفتای ایشان را پرینت گرفته بودند و ارائه دادند که آقای خامنه‌ای گفته بوده اگر اهانتی به مقدسات در فضای شخصی و در خفا اتفاق بیفتد و عمومی نباشد به حالت مجرمیت نمی‌تواند دربیاید و ازلحاظ قانونی اهانت تلقی نمی‌شود. اما باوجوداینکه وکیل من برگه را روی پرونده من گذاشتند اما بازهم اشد مجازات را برای اهانت به مقدسات به من دادند و حکم عیناً در دادگاه تجدیدنظر تائید شد.»

علم‌الهدی: عده‌ای فکر می‌کنند ما شهید دادیم تا مملکت گل‌وبلبل شود/ با برنامه‌های اقتصادی خود دزدی‌های بی‌حساب می‌کنند

چکیده : احمد علم‌الهدی امام جمعه مشهد گفته است: «عده‌ای امروز در کشور فکر می‌کنند که ما شهید دادیم تا مملکت گل‌وبلبل شود و آن‌ها عیاشی و خوشگذرانی کنند و با برنامه‌های اقتصادی خود دزدی‌های بی‌حساب کنند، در حالی‌ که کسانی برای تأمین اولویت‌های زندگی خود درمانده‌اند.» او که در جمع عزاداران حسینی سخن می‌گفت مهمترین گفته امام شهید را یکسر به فراموشی سپرده که فرموده بود: «اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید». امام‌جمعه مشهد در حالی این سخنان را بر زبان می‌آورد که هشت سال در دولت محمد احمدی‌نژاد که بیت‌المال برباد رفت و رقم‌های اختلاس دولتی‌ها نجومی شد، سکوت اختیار کرده بود...

کلمه – گروه خبر: احمد علم‌الهدی امام جمعه مشهد گفته است: «عده‌ای امروز در کشور فکر می‌کنند که ما شهید دادیم تا مملکت گل‌وبلبل شود و آن‌ها عیاشی و خوشگذرانی کنند و با برنامه‌های اقتصادی خود دزدی‌های بی‌حساب کنند، در حالی‌ که کسانی برای تأمین اولویت‌های زندگی خود درمانده‌اند.»
او که در جمع عزاداران حسینی سخن می‌گفت مهمترین گفته امام شهید را یکسر به فراموشی سپرده که فرموده بود: «اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید». امام‌جمعه مشهد در حالی این سخنان را بر زبان می‌آورد که هشت سال در دولت محمد احمدی‌نژاد که بیت‌المال برباد رفت و رقم‌های اختلاس دولتی‌ها نجومی شد، سکوت اختیار کرده بود.
علم‌الهدی که یکی از حامیان اصلی دولت احمدی‌نژاد بود و حال لباس دلواپسی بر تن کرده است، دولت نهم و دهم که بزرگترین فسادهای مالی تاریخ ایران در این دو دولت انجام شده است را دولت «مکتبی» معرفی کرده بود. حال در مجلس عزاداری از یکی از تریبون‌هایی که در اختیار دارد گفته است: «عده‌ای امروز در کشور فکر می‌کنند که ما شهید دادیم تا مملکت گل‌وبلبل شود و آن‌ها عیاشی و خوشگذرانی کنند و با برنامه‌های اقتصادی خود دزدی‌های بی‌حساب کنند، در حالی‌ که کسانی برای تأمین اولویت‌های زندگی خود درمانده‌اند.»
علم‌الهدی در حالی دم از اولویت‌های زندگی مردم می‌زند که چشم‌های خود را بر فقر استان تحت امرش بسته است و تنها دلواپس برگراری کنسرت است.
او این روزها که تنها دغدغه‌اش برنامه‌های هنری و وزارت ارشاد خبر ندارد یا ترجیح می‌دهد چشم بر آن ببندد که تنها در یکی از موارد محرومیت، در استان خراسان به ۴۹۳ روستا با تانکر آبرسانی می‌شود. آن هم در مجاورت نهادی که بزرگترین نهاد موقوفاتی جهان اسلام است و حاضر نیست ریالی مالیات پرداخت کند تا شاید محرومیتی زدوده شود.
علم‌الهدی در این سخنان اخیر با اشاره به اختلاف جریانات سیاسی، تبیین کرده است: «اختلافات جریانات سیاسی همواره بر دو موضوع بوده است، یکی اینکه طبق فرمایش امام حسین(ع) تا مرز جان دادن در راه خدا پیش برویم یا اینکه در برابر تهدید و تحریم دشمن متوقف شویم و دست در دست دشمن بگذاریم.»
امام جمعه مشهد که این روزها سخن بسیار می‌گوید تا چندی پیش که دولت دهم بر سر کار بود و کشور را تا مرز نابودی پیش برده و در معرض انواع تهدیدهای داخلی و خارجی قرار داده بود، سکوت پیشه کرده و تنها در قامت یک دلواپس ظاهر می‌شد.
اما امروز ردای تندروی را بر تن کرده و چنان پیش رفته که حتی شعار اصلی نظام جمهوری اسلامی یعنی : «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» را آن‌چنان که خود بخواهد تفسیر می‌کند و از خون شهدا مایه می‌گذارد. برای همین می‌گوید: «عده‌ای امروز در کشور فکر می‌کنند که ما شهید دادیم تا مملکت گل‌وبلبل شود.»

یادگار ۲۹ ساله جنگ؛ طعم تلخ گازهای شیمیایی در گلوی مردم سومار


کیده : وقتی سخن از بمباران شیمیایی شهرها به میان می‌آید اولین اسامی حلبچه و سردشت بر زبان رانده می‌شود. اما کمتر کسی از سومار سخن می‌گوید که مردمش در ۱۶ مهرماه ۱۳۶۶ مورد حمله شیمیایی جنگنده‌های عراقی قرار گرفتند. نکته آن که این اولین بار نبود که مورد حمله شیمیایی قرار می‌گرفت. پیش از آن در تاریخ هیجدهم دی‌ماه ۱۳۵۹ شهر سومار مورد حمله شیمیایی ارتش بعث عراق قرار گرفته بود اما این بار حجم تلفات و شدت آن بسیار سنگین بود...

کلمه – گروه دفاع مقدس: وقتی سخن از بمباران شیمیایی شهرها به میان می‌آید اولین اسامی حلبچه و سردشت بر زبان رانده می‌شود. اما کمتر کسی از سومار سخن می‌گوید که مردمش در ۱۶ مهرماه ۱۳۶۶ مورد حمله شیمیایی جنگنده‌های عراقی قرار گرفتند. نکته آن که این اولین بار نبود که مورد حمله شیمیایی قرار می‌گرفت. پیش از آن در تاریخ هیجدهم دی‌ماه ۱۳۵۹ شهر سومار مورد حمله شیمیایی ارتش بعث عراق قرار گرفته بود اما این بار حجم تلفات و شدت آن بسیار سنگین بود.
ارتش عراق به بهانه بمباران نیروهای ایرانی و رزمندگان در دو روز سومار را زیر آتش قرار داد و گازهای شیمیایی اعصاب و خردل ۸۶۰ کشته و مجروح شیمیایی بر جای گذاشت.
آنچه در اسناد جنگ آمده این است که به موازات این بمباران‌ها در این دو روز، عراقی‌ها دو اردوگاه جنگی را هم ناجوانمردانه بمباران کردند و مردم مستقر در این اردوگاه‌ها را با استفاده از گاز اعصاب و خردل مصدوم کردند. بر اثر این بمباران،بیش از ۷۰۰ نفر اعم از مردم و نظامیان مصدوم و بیش از ۱۶۰ نفر هم شهید شدند.
گاز خردل یا سولفور موستارد یکی از شایع‌ترین سلاح شیمیایی است که مورد استفاده قرارگرفته شد و اگر چه این گاز به عنوان یک عامل تاول‌زا شناخته شده ولی تأثیرات شدیدی بر روی سلول‌ها به‌جای می‌گذارد.
عوارض تنفسی و چشمی ناشی از گاز خردل ممکن است سال‌ها بعد از تماس اولیه با عامل ادامه یابد. هنوز پادزهر مناسب و مؤثری بر علیه آن شناخته نشـــده و درمان عوارض آن عمدتاً به صورت علامتی انجام می‌شود به همین دلیل جلوگیری از تماس عامل با بافت‌های بدن مؤثرترین راه مقابله با گاز خردل است.
این تنها فاجعه سومار نبود، بیمارستان «۵۰۱» ارتش در شهر را نیز بمباران کردند و هشت نفر از پزشکان آن از جمله شهید دکتر هجرتی اعزامی از بیمارستان «لقمان الدوله» تهران به شهادت رسیدند.
همان زمان در اعتراض به بمباران شیمیایی عراق در ۱۶ مهرماه در سومار علی‌اکبر ولایتی وزیرخارجه وقت ایران در نامه‌ای به دبیرکل سازمان ملل متحد «خاویر پرز دکویار» به طور رسمی اعتراض ایران را اعلام کرد. همچنین درخواست کرد که گروهی از کارشناسان سلاح شیمیایی سازمان ملل جهت مشاهده آثار جنایت به منطقه اعزام شوند و عراق را محکوم کند.
سالیان سال طول کشید که تا جهانیان به جنایات جنگی که در جنگ ایران و عراق توسط ارتش عراق انجام شد اعتراف کنند. اما در همه این سالهای پس از بمباران سومار، گاز خردل همچنان قربانی می‌گیرد. هنوز نفس‌های بازماندگان آن روز واقعه گاهی به شماره می‌افتد و گاه بالا نمی‌آید تا همیشه.

Thursday, October 6, 2016

تبعیض در رسیدگی به پرونده قربانیان کهریزک: ۵۰ شاکی مرتضوی به رسمیت شناخته نشدند

خانواده های سه جانباخته و آسیب دیده بازداشتگاه کهریزک به کمپین بین المللی حقوق بشر گفتند که به شکایات آنها از سعید مرتضوی و آمران پرونده کهریزک رسیدگی نشده است. پرونده شکایت خانواده رامین آقازاده قهرمانی در دادسرای نظامی مختومه شده، شکایت خانواده رامین پوراندرجانی مورد رسیدگی قرار نگرفته و شکایت خانواده احمد نجاتی کارگر در حالی مختومه شده است که به گفته خانواده اش، آنها را به دادگاه کهریزک راه نداده و پرونده را مختومه کرده اند.
سه شنبه ۲۱ شهریور ماه سال جاری سعید مرتضوی، دادستان سابق تهران، در آخرین جلسه رسیدگی به اتهامات خود در پرونده کهریزک با انتشار نامه ای که خطاب به دادگاه نوشته شده از خانواده های سه جانباخته بازداشتگاه کهریزک عذرخواهی کرد. اگرچه بررسی های کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران نشان می دهد که بیش از ۵۳ تن از آسیب دیدگان و خانواده های جانباختگان بازداشتگاه کهریزک، شاکی سعید مرتضوی، متهم اصلی پرونده این بازداشتگاه بوده اند.
به جز شکایت خانواده های محسن روح الامینی، محمد کامرانی و امیر جوادی فر به شکایات هیچ یک از آنها رسیدگی نشد و این افراد اجازه ورود به پرونده کهریزک در مرحله رسیدگی به اتهامات آمران این پرونده را نیافتند و در نهایت پرونده کهریزک تنها به سه جانباخته ای خلاصه شد که رسما از سوی حکومت، مسئولیت قتل آنها مورد پذیرش قرار گرفته است.
تاکنون آمار رسمی از تعداد بازداشت شدگانی که در بازداشتگاه کهریزک زندانی بوده اند منتشر نشده است اما شکرالله بهرامی، رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح، ۲۱ شهریور ماه ۱۳۸۸ اعلام کرده بود که بیش از ۱۰۴ نفر از کسانی که در کهریزک آسیب دیده اند به دادسرای نظامی مراجعه کرده اند. به گفته او “۱۵ نفر به عنوان گواه مسائل شان را مطرح کردند و ۹۰ نفر اعلام شکایت کردند”. سازمان قضایی نیروهای مسلح اما در بیانیه ای در ۲۱ آبان ماه ۱۳۹۱ تعداد کسانی که شکایت کرده بودند را ۹۸ نفر اعلام و عنوان کرد که “در روند رسیدگی به پرونده، با تدبیر دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی و پرداخت خسارت و دلجویی از شاکیان در نهایت تعداد ۵۱ نفر از آنان، رضایت خود را اعلام می‌نمایند”.
با توجه به این بیانیه ۴۷ نفر از آسیب دیدگان، رضایت نداده و خواستار رسیدگی به شکایت خود بوده اند. خانواده های ۴ نفر از جان باختگان بازداشتگاه کهریزک یعنی محسن روح الامینی، محمد کامرانی، امیر جوادی فر و رامین اقازاده قهرمانی هم شاکیان این پرونده بوده اند. شکایت خانواده های احمد نجاتی کارگر و همچنین پزشک وظیفه این بازداشتگاه، رامین پوراندرجانی که ۱۹ آبان ماه ۱۳۸۸ به صورت مرموزی جان باخت اما مورد پذیرش دستگاه قضایی قرار نگرفته و هیچ گاه رسیدگی نشد. در نهایت پرونده اتهامات سعید مرتضوی از میان ۵۳ شاکی تنها به شکایت خانواده های سه جانباخته خلاصه شد. این در حالی است که در مرحله رسیدگی به اتهامات عاملان پرونده کهریزک در دادسرای نظامی، شکایات آسیب دیدگان این پرونده مورد رسیدگی قرار گرفته و منجر به صدور حکم علیه عاملان پرونده شده بود آسیب دیدگانی که در مرحله بعدی رسیدگی یعنی دادسرای کیفری که به اتهامات آمران رسیدگی می کرد از پرونده کنار گذاشته شدند.
در کهریزک چه گذشت؟
پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ ده‌ها تن از معترضانی که توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند به بازداشتگاه مخوفی در جنوب تهران به نام کهریزک منتقل شدند که بر اساس روایت بسیاری از آزاد شده‌گان آنها در دوران بازداشت در آنجا تحت شکنجه های روحی و جسمی قرار گرفتند.
مهدی کروبی، یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ برای اولین بار خواستار پیگیری از سوی نمایندگان مجلس شد که پس از جنجال های خبری این موضوع مسکوت ماند و تعدادی از کسانی که مسئول پیگیری این اتفاقات شده بودند نیز به زندان افتادند اما علاوه بر آزار و شکنجه بازداشت شدگان حوادث انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸، سه جوان به نام های محمد کامرانی، محسن روح الامینی و امیر جوادی‌فر در بازداشتگاه کهریزک به قتل رسیدند. خانواده این سه مقتول برای محاکمه “آمرقضایی” این اتفاق آنقدر پافشاری کردند تا دادگاه این قتل‌ها بالاخره پس از سه سال از گذشت اتفاق در اسفند ماه ۱۳۹۱ برگزار شد.
سعید مرتضوی در پاییز سال ۱۳۹۳ به دلیل “بازداشت غیرقانونی” افراد و انتقال آن‌ها به کهریزک به انفصال دائم از خدمات قضایی و ۵ سال انفصال از خدمات دولتی محکوم شد. دادستان پیشین تهران همچنین به علت تنظیم “گزارش خلاف واقع” در رابطه با بازداشت‌ها به پرداخت مبلغ ۲۰۰ هزار تومان جریمه محکوم شد.
دیوان عالی کشوراما پرداخت جریمه نقدی را زیر سوال برد. همچنین در بررسی دوباره مرتضوی از اتهام معاونت در قتل بازداشت‌شدگان کهریزک تبرئه شد. پس از آن خانواده محسن روح‌الامینی، از کشته شدگان بازداشتگاه کهریزک، شکایت دیگری را با موضوع “معاونت در قتل” علیه مرتضوی ثبت کردند. از اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۴ رسیدگی مجدد به پرونده دادستان پیشین تهران شروع شد و طی آن، دو اتهام تنظیم گزارش دروغ که از طرف دیوان عالی کشور رد شده بود و معاونت در قتل محسن روح الامینی مورد رسیدگی قرار گرفت.
بخش اول پرونده کهریزک
شعبه اول بازپرسی دادسرای نظامی تهران در سال ۱۳۸۹ به اتهامات عاملان پرونده کهریزک و براساس شکایت ۴۷ نفر از آسیب دیدگان و خانواده های سه تن از جانباختگان رسیدگی کرده و تیرماه همان سال با انتشار بیانیه ای اعلام کرد: “پس از پایان رسیدگی، دادگاه بر اساس تحقیقات انجام شده، نظریات پزشکی قانونی و سایر مستندات موجود در پرونده، دو نفر از متهمان را به اتهام ایراد ضرب و جرح عمدی منتهی به قتل مرحومان امیر جوادی‌فر، محسن روح‌الامینی و محمد کامرانی علاوه بر حبس، انفصال موقت از خدمت، جزای نقدی، شلاق تعزیری و پرداخت دیه، به قصاص نفس و ۹ متهم دیگر را حسب اتهامات منتسب به آنان، به تحمل حبس، پرداخت دیه، جزای نقدی، انفصال موقت از خدمت و شلاق تعزیری محکوم نموده و یکی از متهمان نیز به دلیل عدم احراز جرم، از اتهامات وارده تبرئه شده است.”
سرتیپ عزیز الله رجب زاده، فرمانده نیروی انتظامی تهران در سال ۱۳۸۸ متهمی بود که از اتهامات تبرئه شد. سرهنگ دوم فرج کمیجانی (رئیس بازداشتگاه کهریزک)، سرهنگ روانبخش فلاح (مدیر کل بازرسی ناجا)، سرهنگ محمد عامریان، افسر نگهبان ابراهیم محمدیان و استوار دوم محمد خمیس آبادی، ستوان سوم سید کاظم گنج بخش، استوار اکبر رهسپار(مسئول تدارکات داخل بازداشتگاه کهریزک)، استوار دوم حمید زندی و استور دوم مجید وروایی ( از نگهبانان و پرسنل کهریزک) و همچنین گروهبان دوم مهدی حسینی فر از پرسنل کهریزک محکومان پرونده کهریزک در دادسرای نظامی تهران بوده اند. محکوم غیرنظامی این پرونده، محمدرضا کرمی معروف به “ممد بی سیل” بود که از او به عنوان یکی از زندانیان اراذل و اوباش نام برده می شد.
هفتم مهر ماه ۱۳۸۹ اما خانواده های ۳ قربانی یعنی روح الامینی، کامرانی و جوادی فر با انتشار بیانیه ای با اعلام گذشت از قصاص دو تن از محکومان کهریزک که به اعدام محکوم شده بودند خواستار “اجرای سایر مجازات ها در مورد آنها و پیگرد آمران و عاملان اصلی جنایت” شدند.
پرونده هایی که مختومه شد
پرونده رامین پوراندرجانی، پزشک وظیفه بازداشتگاه کهریزک که جانباختگان این بازداشتگاه را معاینه کرده بود در حالی مختومه اعلام شد که مقامات مسئول، ابتدا علت مرگ او را سکته قلبی و سپس خودکشی اعلام کردند. در نهایت پزشکی قانونی اعلام کرد مرگ این پزشک جوان به علت مسمومیت بوده است.
رامین پوراندرجانی جزییاتی از شکنجه و عدم رسیدگی پزشکی بازداشت شدگان کهریزک را در مقابل کمیته ویژه نمایندگان مجلس عنوان کرده بود. رضا قلی پوراندرجانی، پدر رامین پوراندرجانی به کمپین گفت که «خانواده او از عاملان و آمران بازداشتگاه کهریزک شاکی هستند ولی شکایت آنها به جایی نرسید.»
رامین آقازاه قهرمانی که موقع بازداشت ۳۰ سال داشت دو روز بعد از آزادی از بازداشتگاه کهریزک در بیمارستان رسول اکرم تهران جان باخت. به گفته اعظم آقاولی، مادر رامین آقازاده قهرمانی، پزشکی قانونی علت مرگ او را “نرسیدن خون به مغز و قلب بر اثر ضربات وارده بر نخاع” اعلام کرد.
خانم آقاولی به کمپین گفت که به خانواده او «اجازه حضور در دادگاه کهریزک و طرح شکایت چه در مرحله دادسرای نظامی و رسیدگی به اتهامات عوامل این پرونده و چه در مرحله دادسرای کیفری و رسیدگی به اتهامات آمران پرونده را نداده اند.»
مادر رامین آقازاده قهرمانی گفت: «در شعبه اول بازپرسی دادسرای نظامی گفتیم خواستار محاکمه عاملان و آمران پرونده هستیم. گفتند رضایت بدهید و دیه بگیرید. گفتم که بچه مرا چنان شکنجه کرده بودند که دو روز بعد از آزادی نتوانست دوام بیاورد و پرپر شد و از من می خواهید رضایت دهم و دیه بگیرم؟ اما خب در نهایت دیدیم که هیچ رسیدگی نشد و عملا پرونده مختومه شد.»
احمد نجاتی کارگر یکی از بازداشت شدگان بعد از انتخابات بود که بعد از آزادی، به دلیل عفونت شدید ریه ها و از کار افتادن کلیه هایش که حاصل شکنجه های زمان بازداشت بود جان باخت. منزلت محمدی، مادر احمد نجاتی کارگر به کمپین گفت که پزشکی قانونی علت مرگ او را مسمومیت عنوان کرده در حالیکه او بعد از آزادی از زندان به دلیل عفونت ریه و از کار افتادن کلیه ها ۱۰ روز در کما بود و به گفته پزشکانی که او را معاینه کرده بودند براثر شکنجه و ضرب و شتم شدید کلیه هایش از کار افتاده بود.
خانم محمدی گفت: «وقتی پسرم بازداشت بود از کلانتری به ما گفتند که او را کهریزک برده اند بعد هم که ازاد شد مسائلی که تعریف می کرد نشان از کهریزک داشت اما ما را حتی به دادگاه کهریزک راه ندادند به شکایت خودمان هم رسیدگی نکردند و پرونده را مختومه کردند.»
پرونده های آسیب دیدگان کهریزک هم بعد از صدور حکم در دادسرای نظامی، مختومه شد در حالی که آنها از سعید مرتضوی شکایت کرده بودند. رضا ذوقی، مسعود علیزاده و حمید حجارها تنها نمونه ای از این اسیب دیدگان هستند که در مصاحبه با رسانه ها اعلام کرده اند که شکایت آنها مورد رسیدگی قرار نگرفته و مختومه شد.
رضا ذوقی یکی از زندانیان کهریزک پیش از این به کمپین گفته بود: «من روزی که برای شکایت رفتم اکثر بچه ها را دیدم که امده بودند. چند روز پس از ثبت شکایت به همه ما برگه داده شد که به صورت رایگان برای درمان به مراکز درمانی برویم. من به بیمارستان امام خمینی رفتم و و داروهایی برای رفع عفونت گرفتم. اما از آنجا که من در آن زمان سرباز وظیفه بودم و پس از دستگیری حدود یک ماه در محل خدمتم حاضر نشده بودم، چند روز پس از آزادی از اوین، از طرف محل خدمتم آمدند سراغم و من را بردند دادسرای نظامی برای تخلف عدم حضور و برایم سه ماه اضافه خدمت به عنوان جریمه عدم حضور صادر شد. من دیگر گرفتار سربازی شدم و از دنبال کردن شکایتم باز ماندم اما در همان محل خدمت چندین بار سرهنگی به نام نظام دوست مراجعه کرد و با زور و تهدید از من خواست تا از شکایتم صرفنظر کنم. بالاخره مجبورم کردند که رضایت بدهم. خیلی دردناک بود. آنقدر تهدید شده بودم که نمی توانستم به سمت شکایت بروم و در حال حاضر هم سه سالی است که در ازمیر هستم. در واقع هیچکدام از ما نتوانستیم شکایت مان را دنبال کنیم همه ما را با زور و تهدید وادار به سکوت یا خروج از کشور کردند. فقط خانواده های سه نفر فوت شده و نهایتا خانواده روح الامینی توانست تا اینجا شکایتش را دنبال کند و مرتضوی را به دادگاه بکشاند اما من از یک چیز رنجیده ام. اینکه در دادگاه نامی از ما آورده نشد. درست است که ما زنده ماندیم اما همه ما شکنجه شدیم.»
مسعود علیزاده یکی دیگر از آسیب دیدگان کهریزک توضیح داده است: «شکایت من درشعبه ۲ دادسرای کارکنان دولت ثبت شد آنجا توضیح دادم که چگونه مرتضوی و حیدری فر فشار می آوردند بگوییم در کهریزک اتفاقی نیفتاده و مسائل مربوط به بیرون از زندان بوده است. همان موقع بود که سر کوچه خانه ما دو نفر به من حمله کردند و با چاقو توی شکم ام زدند که طحالم پاره شد. کمی که بهتر شدم رفتم مجددا شکایت کردم پرونده را مختومه کردمد. اما با فشار آقای روح الامینی پرونده به جریان افتاد به من هم زنگ زدند و گفتند که اگر از مرتضوی شکایت داری بیا شعبه ۱۵ دادسرای کارکنان دولت. رفتم و می پرسیدندکه در تظاهرات چه می کردی و شما را چه کسی علیه مرتضوی ساماندهی کرده و .. چند روز بعد هم از دادگاه انقلاب زنگ زدند که باید برای پاره ای توضیحات بیایی. به اقای روح الامینی زنگ زدم گفت کاری نمی تواند بکند و فکر کردم اگر دادگاه انقلاب بروک دیگر بازگشتی نخواهد بود ناچار شدم از ایران خارج شوم.»
حمید حجارها، یکی دیگر از آسیب دیدگان بازداشتگاه کهریزک در مصاحبه ای با وب سایت کلمه توضیح داده است: بچه‌ها یکی یکی آزاد شدند و با هم تماس گرفتیم و شروع به پیگیری و شکایت کردیم، پیش آقای کروبی هم رفتیم. بعد مسعود به من زنگ زد که می‌خواهیم برویم نیروی انتظامی و شکایت کنیم من هم با آن‌ها رفتم. فردی بنام حسینی بازپرس پرونده در شعبه یک دادسرا بود و گفت اگر شما تا آخر باشید من کار‌هایتان را پیگیری می‌کنم و انصافا هم تا آخر پرونده را دنبال کرد. چند هفته‌ای گذشته و فشارهای نیروی انتظامی شروع شد تا شکایت خود را دنبال نکنیم و رضایت دهیم. تحت فشار آن‌ها رضایت دادم که مورد سرزنش دوستان و حتی پدر محمد کامرانی قرار گرفتم. بعد وکیل گرفتم و یک لایحه پر کردم تا رضایتم را پس بگیرم اما بعد‌ها معلوم شد که آن وکیل هم از نیروهای خودشان بود و با وجود اینکه تا بیست روز می‌توانستم رضایت خودم را پس بگیرم اما اینکار را برایم نکرد و رضایت همانطور ماند. اما قاضی حسینی که نامش هم جایی برده نشده در پیگیری پرونده تمام تلاش خود را کرد و خیلی از واقعیت‌ها را مکتوب کرد از همین جا از او تشکر می‌کنم. یک روز هم با چند تا از بچه‌ها و پدر محمد کامرانی رفتیم دادسرای قضات و آنجا از سعید مرتضوی شکایت کردیم، آنجا درگیری لفظی هم با حیدری فر پیدا کردیم. بعد از آن قضیه در دومین سالگرد امیر جوادی فر دوباره من را دستگیر کردند و مجبورم کردند که شکایت خود را از مرتضوی در دادسرای اوین پس بگیرم. مدتی گذشت و من فعالیت فیس بوکی داشتم اما بعد از اینکه ستار بهشتی وبلاگ نویس را کشتند و بخاطر انواع فشار‌ها از ایران خارج شدم.
بخش دوم پرونده کهریزک
در اسفند ماه ۱۳۹۱، شعبه ۷۶ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی سیامک مدیر خراسانی رسیدگی به اتهامات آمران پرونده کهریزک را آغاز کرد. پرونده ای که تنها به شکایت خانواده سه جانباخته محدود شد.
بر اساس کیفرخواست دادستانی، سعید مرتضوی به اتهام “معاونت در قتل”، “مشارکت در بازداشت غیرقانونی” و “معاونت در تنظیم گزارش خلاف واقع از طریق امر یا ترغیب ماموران مربوطه به تنظیم گزارش خطاب به خود” و آقایان زارع دهنوی و حیدری فر به “مشارکت در بازداشت غیرقانونی” متهم شده بودند . علی اکبر حیدری فر و حسن دهنوی (قاضی حداد) دو قاضی دیگر متهم در پرونده کهریزک هستند.
سعید مرتضوی در پاییز سال ۱۳۹۳ به دلیل “بازداشت غیرقانونی” افراد و انتقال آن‌ها به کهریزک به انفصال دائم از خدمات قضایی و ۵ سال انفصال از خدمات دولتی محکوم شد. او همچنین به علت تنظیم “گزارش خلاف واقع” در رابطه با بازداشت‌ها به پرداخت مبلغ ۲۰۰ هزار تومان جریمه محکوم اما از اتهام معاونت در قتل بازداشت‌شدگان کهریزک تبرئه شد.
خانواده امیر جوادی فر، یکی از جانباختگان کهریزک از پی گیری شکایت خود انصراف دادند و شکایت خانواده محمد کامرانی در اتهام معاونت در قتل مختومه اعلام شد. حالا تنها پرونده ای که علیه سعید مرتضوی درباره بازداشتگاه کهریزک در دستگاه قضایی شکایت خانواده محسن روح الامینی با اتهام معاونت در قتل علیه دادستان سابق تهران است. شکایتی که در ۲۱ شهریور ماه عذرخواهی سعید مرتضوی را به دنبال داشته است. هنوز مشخص نیست سرانجام این پرونده چه خواهد شد و دادگاه چه حکمی صادر خواهد کرد.

عالی‌ترین مرجع حقوقی زمان خود، دروغ گفته؛ جلسه بعدی دادگاه مرتضوی تشکیل می‌شود؟