Monday, July 11, 2016

گزارشی از وضعیت ایمان رشیدی و شبنم متحد، زوج بهایی دربند





ایمان رشیدی و شبنم متحد، زوج بهایی، هم اکنون شازدهمین ماه از دوران محکومیت خود را در زندان یزد سپری می کنند.

به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، ایمان رشیدی و شبنم متحد، شهروندان بهایی در یزد که از ۲۸ اسفند ماه سال ۱۳۹۳ در زندان یزد محبوس می باشند، علیرغم اینکه شرایط لازم جهت اعزام به مرخصی را دارا می باشند، با اعمال سلیقه مسئولان قضایی از بهره مندی از این امتیاز محروم مانده اند.

ایمان رشیدی و شبنم متحد به همراه تعداد دیگری از شهروندان بهایی مرداد ماه سال ۹۱ بازداشت و پس از سه هفته به قید وثیقه آزاد شدند.

دادگاه انقلاب اسلامی یزد در شهریور ماه سال ۹۲ ایمان رشیدی و شبنم متحد را به اتهام تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی با راه‌اندازی و عضویت در تشکیلات مخفی (بهایی) به ترتیب به سه سال حبس تعزیری و دو سال حبس تعزیری محکوم کرده است.

این شهروندان بهایی هم اکنون در زندان یزد نگهداری می شوند.

نوکیش مسیحی مریم نقاش زرگران بار دیگر دست به اعتصاب غذا زد





پس از مخالفت دادستانی با تمدید مرخصی زندانی مسیحی مریم نقاش زرگران و تهدید به ضبط وثیقه ۳۵۰ میلیون تومانی، بار دیگر این نوکیش مسیحی دست به اعتصاب غذا زد.

به گزارش «محبت نیوز» مریم نقاش زرگران نوکیش مسیحی زندانی در اوین دست به اعتصاب غذای مجدد زد.

خانواده این زندانی عقیدتی با تایید این خبر گفته‌اند خواسته‌ او آزادی بی‌قید و شرط است و پیش از این اعلام کرده بود که در صورت عدم تحقق خواسته‌اش تا عید فطر، از روز شنبه ۱۹ تیر دست به اعتصاب غذای نامحدود خواهد زد.

پس از مخالفت دادستانی با تمدید مرخصی مریم نقاش زرگران، نوکیش مسیحی و تهدید به ضبط وثیقه ۳۵۰ میلیون تومانی از تهران خبر رسیده بود که او عصر دوشنبه هفتم تیر خود را به زندان اوین معرفی کرد.

این زندانی عقیدتی که از ۱۷ خرداد پس از ۱۱ روز اعتصاب غذا سرانجام جهت طی مراحل درمانی به مرخصی استعلاجی رفت بدون آنکه دوره درمانی خود را طی کرده باشد پس از مخالفت با تمدید مرخصی به زندان بازگشت.

مریم (نسیم) نقاش زرگران با وخامت حالش پس از آنکه پزشکان زندان اعلام کردند که باید به پزشک متخصص مراجعه کند و در زندان امکان رسیدگی به او وجود ندارد درخواست مرخصی کرده بود، اما با این درخواست موافقت نشد و او در اعتراض با این مخالفت و همین طور اعتراض به بلاتکلیفی و عدم رسیدگی به پرونده و همینطور مخالفت با آزادی مشروط دست به اعتصاب غذا زد.

در سالهای گذشته مخالفت دادستان با مرخصی‌های درمانی سبب تشدید بیماری‌های زندانیان و وخامت حال آنان شده است.

مریم نقاش زرگران کمتر از چهل روز پیش یکبار به بیمارستان منتقل شد، اما به دلایل نامعلوم باردیگر به زندان اوین منتقل گردید و تنها هم‌بندی‌های او در بند زنان مراقبت‌های اولیه او را برعهده داشتند.

وی که حدود یک دهه از بیماری ASD رنج می‌برد و برهمین اساس تحت عمل جراحی قرار گرفته است.

علاوه بر این او در یک سال اخیر با بی‌حسی دست و پا و درد مزمن در مفاصل و ستون فقرات مواجه شد که پس از ماه‌ها در مراجعه اولیه به پزشک متخصص تشخیص اولیه بیماری‌های دیسک کمر، آرتروز و پوکی استخوان بوده است و پزشک معتمد زندان دستور بستری ۵ روزه و نیاز فوری به انجام فیزیوتراپی را صادر کرده که با عدم مجوز دادستانی وی همچنان از درد بسیار رنج می‌برد.

زرگران در شرایطی دوران زندانش را طی می کند که به کم خونی شدید، بیماری قند و چربی خون مبتلاست و به دلیل عدم صدور مجوز از سوی نهادهای قضائی مربوطه پروسه درمانی وی مغفول مانده است.

او اولین بار در اسفندماه ١٣٨٩ به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات احضار و مورد بازجویی قرار گرفت.

این بازجویی‌ها که با تهدید و مزاحمت برای اعضای خانواده وی همراه بود، اغلب در مکان‌های غیر رسمی و حول پرسش از کلیسای خانگی و جامع ادامه یافت.

Monday, July 4, 2016



پیام بیت العدل اعظم در مورد محدودیت های اقتصادی وارده بر جامعه بهائی مورخ 23 جون 2016



پیام بیت العدل اعظم در مورد محدودیت های اقتصادی وارده بر جامعه بهائی مورخ 23 جون 2016 

1شهر الرحمه 173
23 ژوئن 2016

ارسال از طریق الکترونیکی

سرکار خانم...
نیوزیلند

دوست عزیزروحانی،
لطفا مطالب ذیل را به آقایان... و... ابلاغ فرمائید. 

در تاریخ12 مه 2016 مکتوب آن یاران گرامی حاوی شرحی درباره محدودیت های اقتصادی وارده بر جامعه بهایی... وسایر نقاط ایران وپرسشهایی در این خصوص به بیت العدل اعظم الهی واصل گشت مقرر فرمودند به شرح ذیل مرقوم گردد. 

توجه شما به مسائل امری وآمادگی شما برای تحمل شداید وبلایا در سبیل امرالله وتصمیم به ادامه اقامت درآن دیار قابل تمجید فراوان است معهد اعلی از معضلات عدیده ای که مغرضین برای احبای ستمدیده... ودیگرشهرها به علت تعطیل کردن محل کسب وکار خود در ایام محرمه بهائی به وجود آورده اند کاملا آگاهند این اقدامات غیر قانونی از طرف بعضی از اولیای امور بدون شک بخشی از طرح موجود برای ایجاد خفقان اقتصادی در جامعه بهایی آن کشور است تا بزعم باطل خویش اراده احبا را تضعیف وعزم راسخ آنان را برای اقامت در ایران متزلزل سازند. 

جهانیان وهم وطنان عزیز شما اکنون بر این نکته واقفند که بهائیان با وجود فشارها وتضییقات گوناگون، به خاطر عقاید روحانی خود وبا توجه به آرمانهای متعالی خویش در راه سربلندی ایران سکونت در وطن را بر جلای آن ترجیح داده و امیدوارند که این اقدام کمکی به ایجاد اجتماعی در آن سرزمین مقدس بر اساس حکم قانون،عدل وانصاف، احترام به حقوق شهروندی ومتمایز به وحدت درکثرت باشند.

بر طبق منشور بین المللی حقوق بشر که به امضای اکثر ممالک از جمله ایران رسیده،آزادی تمسک به اصول اعتقادی ورعایت مستلزمات آن در زندگی روزمره در زمره حقوق شهروندی افراد است حفظ حرمت ایام متبرکه بهائی،تعطیل مشروعات امری وتاسیسات متعلق به آحاد پیروان حضرت بهاالله وعدم اشتغال به کار در این ایام از جمله فرایض اهل بها در سراسر عالم است ورعایت آن درنهایت وظیفه ای است روحانی که هر مومن مخلص فردا ووجدانا موظف به اجرای آن می باشد. در ممالکی که آزادی دین وعقیده محترم شمرده می شود بهائیان با رعایت قوانین مدنی موجود در ایام محرمه از کار خود دست می کشند،همانطور که بعنوان مثال متمسکین به مذهب شیعه در ایران در صورت تمایل با آزادی کامل در ایام تعطیلات مذهبی خود کسب وکار را تعطیل می کنند. 
اجرای این حکم در شرایط فعلی برای بهائیان در ایران شامل نکات ذیل می باشد:

1-مستخدمین بهائی در هر شغلی که هستند و هم چنین دانش آموزان،دانشجویان و دیگر محصلین بهایی، باید از اشتغال به کار در ایام محرمه احتراز نمایند ولی اگر روسای مسئول با این مسئله موافق ننمایند آنوقت با اطاعت کامل و باوجدان آسوده می توانند به انجام وظیفه خود در آن روز ادامه دهند.

2-صاحب کاران بهائی باید کار خود را در ایام محرمه تعطیل کنند حتی اگر کارمندان غیر بهائی داشته باشند ولی اگر این اقدام شرایطی را ایجاد کند که انجام تمهیداتی از قبل برای تامین احتیاجات عموم ضروری باشد،باید در انجام آن بکوشند واولیای انور را از تمهیدات صورت گرفته وقصد تعطیل کردن کار خود مطلع سازند.

3-در موارد استثنایی نهادهای خصوصی متعلق به بهائیان میتوانند در ایام محرمه به کار خود ادامه دهند از قبیل مشروعاتی که خدمات اساسی جامعه را تامین می کنند،به حفظ حیات وصحت نفوس ارتباط دارند، ویا تاسیساتی که مستقیما در زندگی روزمره اجتماع اطراف چنان اثر گذارند که تعطیل کوتاه مدت آنها حتی با انجام تمهیدات قبلی میتواند موجب اختلال امور گردد. در این قبیل موارد احبا مجازند خدمات موسسات خود را ادامه دهند ولیکن شایسته است که بااطلاع ومشورت مسئولین امور میزان کار را به حداقل لازم کاهش دهند. از جمله استثنائات دیگر البته زمانی است که صاحب کار بهائی شریک غیر بهائی داشته باشد واو مایل به کار در ایام  متبرکه باشد که البته مجاز است ولی شریک ودیگر کارمندان بهائی از اشتغال به کار در آن روز خودداری خواهند نمود.

اولیای امور از قرار مسموع در بعضی از شهرها در رابطه با تعطیل کردن اماکن صنفی بهائیان در ایام محرمه خواستار تعهداتی از طرف صاحب کار بهایی شده اند وپیشنهاداتی نیز ارائه داده اند از قبیل تعطیل کردن محل کار یک روز قبل ویک روز بعد از ایام محرمه،روشن گذاشتن چراغ های مغازه بدون داشتن کارمندی برای فعالیت های تجاری،ویا حضور کارمند بدون انجام معاملات. اهل بها که همیشه مشتاق ابراز حسن نیت و آماده انجام امور با انعطاف پذیری کامل هستند البته می توانند در مشورت با دوستان مجرب تعهدات و یا پیشنهاداتی را که مغایر با روح تعلیم بهائی نیست بپذیرند وبا تبادل نظر با دیگران و ملاحظه اوضاع محلی وبدون جلب توجه عمومی تدابیری بیاندیشند بدون اینکه خود را از موهبت رعایت اصول امری در این مورد محروم نمایند. درباره اجازه گرفتن از مسئولین امور برای تعطیل مغازه ها در ایام محرمه که در شرایط دیگری پیشنهاد شده است،اگر قوانین مدون مدنی و صنفی در شرایطی گرفتن چنین اجازه ای را ایجاب می کند،اخذ آن البته لازم ووظیفه فرد بهائی همان خواهد بود که در بند شماره یک فوق در مورد موافقت روسای مدارس ویا محل کار آمده است. ولی اگر لزوم داشتن چنین اجازه ای شامل حال غیر بهائیان نمی شود ودر قوانین موجود نیز پیش بینی نشده است کسب آن لازم به نظر نمی رسد چه که دال بر نوعی دخالت در زندگی روحانی ومعنوی افراد می باشد.
ملاحظه فرمایید که دیدگاه جامعه بهایی نسبت به این وظیفه روحانی فردی دیدگاهی متعادل وحاکی از آن است که بهائیان در حین انجام وظایف خود موظف به رعایت حال اجتماع و مسئولیت های اولیای امور نیز می باشند. لیکن در شرایط فعلی کشور اگر چه اکثریت مردم مسئولین منصف آن سرزمین با رعایت حقوق شهروندی بهائیان موافقند ولی متاسفانه بعضی از متعصبین با مقاصد ثانوی این مسئله را رسیدگی میکنند تا حیات روحانی جامعه قانون مند بهائی را که اطاعت از قوانین مملکتی یکی از اصول آیینش می باشد مختل سازند. اینگونه اقدامات هم با مفاد قوانین جمهوری اسلامی ایران وهم با ضوابط بین المللی مغایرت دارد.
لذا ضروری است که آن عزیزان از طرفی با لحنی محترمانه وخالی از هر نوع کینه این بی عدالتی های  وارده واین نقض حق شهروندی را به اطلاع هموطنان متشخص و صاحب نظر رسانده برای پیدا کردن راه حلی مسالمت آمیز با آنان مشورت وتقاضای کمک نمایند واز طرف دیگر با روشی حکیمانه وبا صبر وتحمل وعلی رغم گوش ناشنوا،با استفاده از مجاری قانونی ودولتی ودر صورت لزوم در مقامات قضایی به دادخواهی خویش ادامه دهند.

در حالی که به پیگیری احقاق حق شهروندی خویش برای رعایت یکی از فرائض دینی فردی یعنی عدم اشتغال به کار در ایام متبرکه هستید باکمال محبت وخضوع،اولیای امور را یادآور شوید که بهائیان در این راه با خلوص نیت وبا صبر وبردباری به کوشش خود ادامه می دهند و اگر این مظالم را در مواردی به گوش ایرانیان وجهانیان وافراد خیرخواه و نیک اندیش می رسانند به این دلیل است که راهی جز آن برایشان باقی نمانده است. مضافا متذکر شوید که اگرچه این اطلاع رسانی برای بعضی احیانا چندان خوشایند نیست ولی راه حل ساده آن در دست مسئولین محترم است:زمانی که این تبعیضات مذهبی نسبت به بهائیان به پایان رسد البته دلیلی برای شکایت به هیچ فرد ومقامی باقی نخواهد ماند. 
رعایت حرمت ایام محرمه وظیفه ای است  فردی وجامعه بهائی نباید در حال حاضر کسانی را که به هر دلیل موفق به انجام این فریضه روحانی نمی شوند مورد سوال قرار دهد بندگان فداکار جمال اقدس ابهی در شهر... ودیگر شهرهای ایران در این ایام دشوار بدون شک به جان ودل خواهند کوشید تا با توکل به قوه کلمه الله وقدرت میثاق و با آگاهی به اینکه درک افراد از مستلزمات رعایت اصول و حکمت متفاوت است ناملایمات را با استقامت سازنده مواجهه نموده وبیش از پیش ودر کمال اتحاد واتفاق به تشویق وحمایت یکدیگر پردازند وبا هم بستگی کامل و تاحدامکان برای رفع زیانهای اقتصادی وارده بر عزیزانی که آماج این ظلم وستم واقع شده اند همت نمایند. معهد اعلی در اعتاب مقدسه اولیا برای موفقیت آن برادران گرامی و همچنین برای رخا وآسایش وحفظ وصیانت همه احبای عزیز آن سرزمین مقدس دعا مینمایند.

با تقدیم تحیات 

دارالانشا بیت العدل اعظم

ارسال پیامک‌های تهدیدآمیز برای اعضای کانون دفاع از حقوق بشر در ایران





اعضای کانون دفاع از حقوق بشر در ایران (نمایندگی مالزی) مورد تهدید پیامکی واقع شدند. تصور می‌شود این پیام‌ها از سوی نیروهایی در جمهوری اسلامی برای این افراد ارسال شده باشد.

یکی از اعضای این دفتر طی تماسی با خبرنگار «سحام»، اعلام کرده که هشت نفر از اعضای اداره کننده کانون دفاع از حقوق بشر (نمایندگی مالزی) پیامک‌های تهدید آمیزی دریافت کرده‌اند تا از ادامه فعالیت‌های حقوق بشری خود انصراف دهند.

در متن این پیامک‌ها آمده است: «این یک اخطار از طرف سربازان گمنام امام زمان است. این داستان فعالیت حقوق مثلا بشری را در مالزی متوقف کنید، در غیر این‌صورت عواقب آن با خود شماست.»

این پیامک از شماره ۶۳۰۰۱ و در تاریخ یک‌شنبه شانزدهم خردادماه ۱۳۹۵ برای هشت نفر از افراد فعال در عرصه اطلاع‌رسانی حقوق بشر در مالزی ارسال شده است.

Saturday, July 2, 2016

چهار نوکیش مسیحی روانه زندان اهواز شدند




خبرگزاری هرانا – کشیش امین خاکی، حسین بارون زاده (دنیل)، محمد بهرامی و رحمان (ضیاء) شهروندان نوکیش مسیحی اهل اهواز که پیش‌تر در سال ۹۳ بازداشت شده بودند جهت اجرای حکم یک‌سال حبس تعزیری خود را به زندان مرکزی اهواز معرفی کردند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، کشیش امین خاکی، حسین بارون زاده (دنیل)، محمد بهرامی و رحمان (ضیاء) شهروندان نوکیش مسیحی اهل اهواز پس از بازداشت توسط ماموران امنیتی روز چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۹۳ به زندان کارون اهواز بند هشت (امنیتی) منتقل شدند.

این شهروندان در تاریخ ۱۳ دی ۹۳ با تودیع وثیقه از زندان آزاد شدند و در خرداد سال ۹۴ درجلسه بدوی دادگاه انقلاب اهواز شعبه ۲ به یک‌سال حبس تعزیری محکوم شدند. این حکم در تاریخ ۱۲ اسفند همان سال در دادگاه تجدید نظر شعبه ۱۶ اهواز عینا تایید شد.

این حکم در تاریخ ۲۰ اردیبهشت سال جاری با اعلام فرصت یک ماه برای معرفی به دادگاه انقلاب برای تحمل حکم حبس به آن‌ها ابلاغ شد.

با احتساب ۹ ماه بازداشت موقت، چهار شهروند نوکیش مسیحی برای تحمل سه‌ماه حبس باقی‌مانده از یک‌سال حکم تعزیری، حدود دوهفته قبل خود را به زندان مرکزی اهواز معرفی کردند.

فساد مالی نهادینه در ساختار دینی ایران



تقدس، عاملی است که مانع سوال و بررسی می‌شود. حکومت‌های ایرانی راه مسکوت گذاشتن بررسی و حقیقت‌یابی را به خوبی یافته بودند، خیلی پیش از ماکیاولی. جمهوری اسلامی، تبلور تقدس فاسد است. از اول انقلاب، اصلاح‌طلبان و اصول‌گرا از این تقدس و عدم‌ پاسخگویی همراه آن بهره بسیار برده‌اند، و رسانه‌ها به جای بررسی و پیگیری، به استحکام فساد کمک کرده‌اند.

مطبوعات را رکن چهارم دموکراسی خوانده‌اند، اما این تنها در شرایط ایده‌آل مفهوم پیدا می‌کند نه در مکان و زمانی که منفعت سیاسی و رسانه‌ای گره خورده باشد. در غرب، هر از گاهی شاهد کارهای مستقل از سیاست رسانه‌ها برای درک واقعیت پشت ماجراها بوده‌ایم و بسیاری از اهالی رسانه، به همین واسطه شغل خود را برگزیده‌اند.
اما در ایران، گروهی ادامه فعالیت سیاسی خود که در دانشگاه یا مراکز دیگر آغاز کرده بودند با مطبوعات ادامه داده‌اند. بررسی کنید چه تعدادی از فعالان دانشجویی دبیران و سردبیران مطبوعات ایران شدند. این فعالان سیاسی، با بخش‌هایی از قدرت در ارتباط می‌مانند و طبیعتاً منافع بخشی از قدرت که به آن وابستگی دارند، با کمک آنها از بررسی و پژوهش و تحقیق مصون می‌ماند.
هر کدام از ما درسال‌های همکاری‌مان با رسانه‌های داخلی، به نحوی با این پدیده آشنا شده‌ایم، اما همه ما حاضر به اعتراف به این بلا نیستیم.
من زمانی این مساله را به خوبی لمس کردم که در سال ۱۳۸۰، طی یادداشت‌هایی به روند سدسازی افراطی و بدون دلیل دولت خاتمی پرداختم و پس از چند شماره انتشار یادداشت‌ها در روزنامه نوروز، سانسور از سوی جماعت مشارکتی که اتفاقاً با سدسازان هم‌حزبی رابطه‌ای تنگاتنگ داشتند، آغاز شد.  این مساله به کناره گرفتن من از روزنامه نوروز انجامید.
جالب اینجا است که حبیب‌الله بی‌طرف، رئیس اسبق آب و نیرو و وزیر نیروی وقت، وفا تابش، محمد نعیمی‌پور، رجبعلی مزروعی و دیگران در دوره‌های مختلف سهم زیادی در ساخت و یا توجیه ساخت سدهای اشتباهی و پرخرج داشته‌اند. سدهایی که عملاً نظارتی بر ساخت‌سان و بر پول‌های رد و بدل شده اعمال نشده است. البته از مشارکت اعضای تحریریه سلام که شرکت‌های مختلفی ثبت کرده بودند، در نوشتن توجیه‌های اجتماعی ساخت این سدها حرف‌هایی به میان آمده است. توجیه‌هایی چند ۱۰ میلیونی، که در زمان خود رقم بسیار بالایی محسوب می‌شده است.
امروز اما، واقعیت‌های جالبی معلوم شده است:

بسیاری از سدسازی‌های اشتباه و پروژه‌های بزرگ انتقال آب از استان چهارمحال و بختیاری سرچشمه گرفته است، به ویژه از زمان دولت نخست خاتمی. اما چه کسی استاندار وقت چهار محال بود؟
صفدر حسینی!
صفدر حسینی امروز یکی از متهمان درجه یک فساد دولتی است و بر حسب اتفاق، دخترش نماینده مجلس شورای اسلامی شده و مدارک بازی‌های پولی این دو و داماد خانواده عمومی شده است.
مساله مهم این است که دختر او، که باید ناظر باشد مبارزه کننده با فساد، کاندیدای «لیست امید» بود که مورد تایید سید محمد خاتمی قرار گرفته است.
از سوی دیگر، حسین فریدون، برادر رئیس جمهوری به عنوان جمع‌کننده پول برای کمپین ریاست جمهوری بعدی روحانی متهم به دخالت در نصب شریک صرافی خود به عنوان رئیس بانک رفاه کارگران شده است؛ کسی که فیش حقوقی‌اش این همه سر و صدا به‌پا کرده است.
مساله مهم این است که چرا موارد مختلف فساد را روزنامه‌نگاران اصلاح‌طلب پی‌گیری نکرده‌اند و باید منتظر ماند که جناح رقیب دولت برای حال‌گیری تحقیق را شروع کرده باشد.
اگر از همان زمان قدرت گرفتن خاتمی، رسانه‌ها تبدیل ناظران مستقل قدرت شده بودند، امروز شاهد چنین فضاحتی نمی‌بودیم. همکاران رسانه‌ای خاتمی با نفوذ خود و انحراف افکار عمومی، فشاد نهادینه شده در دوران هاشمی رفسنجانی را دنبال کردند و گسترش دادند.
فساد همیشه وجود داشته و وجود هم خواهد داشت. فساد مالی شاید کهن‌ترین رقیب فحشا باشد، اما شان فحشا بسیار بیشتر از فساد جماعت ظاهراً اصلاح‌طلب و وابسته به کارگزاران و تیم روحانی و جناح رقیب‌شان است که خود را «دینی» می‌خوانند ولی جایگاه اعتقادات را از فضل به فضله رسانده‌اند.
اما مشکل من با روزنامه‌نگارانی است که خود را طالب اصلاح‌ می‌خوانند اما در محکم‌تر شدن موقعیت فاسدان و تشکیل مافیای قدرتمند مالی شریکند، حتی اگر خود سهمی نبرده باشند. این روزنامه‌نگاران با سکوت در برابر تبعیض اقتصادی و رانت‌خواری و فساد، به اصلاح‌طلبان مشروعیتی غیر واقعی دادند.
بهمن احمدی امویی می‌نویسد: «آبشخور مشترک تمام اصلاح‌طلب‌های دولتی و حکومتی و محافظه‌کارانی که خود را این روزها اصول‌گرا می‌نامند، رانت‌خواری و مال خودسازی مناصب و موقعیت‌ها و امکانات اجتماعی و اقتصادی کشور است . یکی کم و دیگری زیاد. اما در این نقطه باهم مشترک‌اند. ازاین‌رو از هیچ‌کدام از کسانی که به‌نوعی از این رانت برخوردار بوده‌اند، نمی‌توان انتظار کمترین اقدامی جهت کاهش فساد داشت. فسادی که سال‌ها است سیستمی، همه‌گیر و عمومی شده است. از این زاویه دولت روحانی تفاوت معنی‌داری با اصولگرایان ندارد و تنها شکل و ظاهر رفتارش با آن‌ها متفاوت است.»
تاکید دوباره‌ای می‌کنم بر جمله مهم پاراگراف بالا: «هیچ‌کدام از کسانی که به‌نوعی از این رانت برخوردار بوده‌اند، نمی‌توان انتظار کمترین اقدامی جهت کاهش فساد داشت». به عبارتی، بخشی از روسای روزنامه‌نگارانی که از این رانت‌ها برخوردار بوده‌اند، نمی‌توانند و یا نمی‌خواهند اقدامی برای مقابله با فساد کنند.
اما مشکل دیگر، فساد جامعه دینی است. فسادی که در پناه دین انجام می‌گیرد و نظارتی روی‌اش نیست. چرا؟ چون تقدس مانع پرسش‌گری می‌شود. تقدس، ابزار تحمیق است. ابزار سرکوب است. فساد، کل جمهوری اسلامی را گرفته و تا وقتی نهادهایی با بهره‌گیری از تقدس ناظران مستقل قدرت را ساکت می‌کنند، و فعالان سیاسی را به زندان می‌اندازند، کاری از پیش نخواهد رفت.
اما سوال بعدی از رای‌دهندگان به جماعت فاسد است! رای دهندگان به «لیست امید» آیا اطلاعی از فساد مالی مرتبط با او داشتند؟ چرا رسانه‌ها کار خودشان را نکردند؟ چرا الان ساکت هستند؟ گرچه رطب خورده منع رطب نمی‌کند، اما خوردن رطب از سوی مدیران رسانه‌های ساکت، کافی نیست؟

حکم حبس چهار تن از مسیحیان غیر تثلیثی به اجرا در آمد




«محبت نیوز» گزارش‌های رسیده از ایران حکایت از آن دارد که چهار تن از دگراندیشان مذهبی موسوم به مسیحیان غیر تثلیثی در استان خوزستان به نام‌های “امین خاکی، حسین بارون زاده، محمد بهرامی و رحمان بهمنی ( با نام ضیاء)” که پیش‌تر در سال ۹۳ بازداشت شده بودند جهت اجرای حکم یک‌سال حبس تعزیری به زندان مرکزی اهواز رفتند.

این افراد چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۹۳ پس از بازداشت، به زندان کارون اهواز (بند ۸ ) منتقل شدند. پس از آن با پایان یافتن بازجویی‌ها روز ۱۳ دی ۹۳ با سپردن وثیقه از زندان آزاد شدند ولی در خرداد ۹۴ درجلسه بدوی دادگاه انقلاب اهواز شعبه ۲ به یک‌سال حبس تعزیری محکوم گردیدند که این حکم در ۱۲ اسفند همان سال در دادگاه تجدید نظر شعبه ۱۶ اهواز تایید شد.

آنها از ۲۰ اردیبهشت امسال برای یک ماه فرصت داشتند تا برای تحمل حکم حبس خود را به دادگاه انقلاب این شهر معرفی کنند.

این چهار تن پیش از این ۹ ماه بازداشت موقت بودند و برای تحمل سه‌ماه حبس باقی‌مانده ، از ۱۵ روز قبل خود را به زندان معرفی کردند.

لازم به ذکر است نامبردگان وابسته به گروهی هستند که این گروه نام “کلیسای ایران” را برای خود انتخاب کرده اند.

فرقه کاذب یگانه انگاران پنطیکاستی (تنها عیسی) یا گروه موسوم به “کلیسای ایران” از پیروان “ادوارد برانهام” واعظ آمریکائی معروف قرن بیستم می باشند. این گروه اصل پایه ای الهیات مسیحی به نام “تثلیث” را قبول نداشته و تعمید گرفتن مسیحیان  را در نام پدر، پسر و روح القدس را درست نمی دانند. از این رو آنان را غیر”تثلیثی” نیز می نامند.

این گروه هیچ ارتباطی با کلیساهای ساختمانی و رسمی ایران ندارند.